تبليغاتX
کردهای مقیم مرکز و انقلاب
شنبه ششم مرداد 1386 14:22

كردهاي مقيم مركز و انقلاب

 

بهزاد خوشحالی

 

K.M.M & Revolution

 

Behzad Khoshhali

بهزاد خوشحالی

 

      

هدف از گرد آوري اين مجموعه،آشنايي با يكي از پراهميت ترين دوره هاي  تاريخ كردستان و ايران است.خوانندگان اين مجموعه با بسياري از رويدادها و شخصيت هاي آن دوران آشنايي دارند،اما آشنايي با انديشه هاي آنان در همان عصر،وجايگاه انديشه ورز ايشان از زبان خود آنها بسي جالب تر مي نمايد.

سرزمين كردستان در آن دوران،روزگار نگراني هاي سياسي و اضطراب هاي اجتماعي از يك سو و كشاكش هاي مسلكي از سوي ديگر بوده است،عصري كه يكي از پرتلاطم ترين دوره ها در تاريخ نوين ايران و دوره اي است كه انقلاب ايران به بار نشست،دوران بي ثبات گذار را پشت سر نهاد و دوره ي ناآرامي كردستان را تجربه كرد.

مجموعه ي حاضر،سرگذشت چگونه انديشيدن و چه كردن،چگونه تلقي كردن و چگونه پنداشتن،چگونه تاثيرگذاردن و چگونه تاثير پذيرفتن،و چه بودن ها و چه شدن ها در اين دوران سركش است.

شايد انديشه نگاري نسلي از بزرگترين معماران تاريخ معاصر پس از انقلاب،آن هم از زبان همين معماران،آسان ترين راه براي درك واقعيات آن دوران باشد...

تاريخ خود را تكرار مي كند و چون حالت هاي كنوني چيزي جز بازگشت به حالت هاي گذشته نيستند،به همين خاطر،آگاهي از تحولات گوناگون و پياپي گذشته،كليد ورود به دنياي آينده خواهد بود...فراموش نكنيم:تاريخ كتابي است كه ما مي نويسيم و خود نيز درآن نگاشته مي شويم...   

اين مجموعه از مطبوعات ايران در سال هاي57و58و59استخراج شده است.

 

ورود هياتي از مركز

هياتي كه سرپرستي حضرت آيت‌الله طالقاني و مركب از آيت‌الله دكتر بهشتي، حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني، دكتر احمد صدر حاج سيد جوادي وزير كشور و ابوالحسن بني صدر به سنندج آمده بود، در ساعت 9 شب به اين شهر وارد شد و در محل دانشكده تربيت دبير سنندج مستقر شد.

"بهروز سليماني" يكي از مبارزين سرشناس كرد خطاب به وزير كشور گفت اگر مي‏خواهيد علت واقعه را پيدا كنيد اين نيست كه حجت الاسلام صفدري و رفقايش مردم را به گلوله بستند يا مهمات ارتش را به قم بردند و يا سيلوها را خالي كردند و اين هم نيست كه مردم پادگان را محاصره كردند و يا با هليكوپتر و توپ مردم را به گلوله بستند بلكه علت اصلي اين است كه اين مردم براي خودش مساله اي دارد و براي مخدوش كردن آن بايد توطئه چيني كرد. به هر شكلي بايد توطئه از يك جايي پا بگيرد. ما يك قطعنامه 8 ماده‏اي براي خودمختاري كردستان عنوان كرده‏ايم. وقتي 30هزار نفر به پشتيباني از آن راهپيمايي كردند همين راديوي انقلابي گفت: تجزيه طلبها راهپيمايي كردند در رژيم سابق هر وقت حق را مي‏گفتيم ما را خرابكار و عمال خارج مي ناميدند و حالا هم همينطور آيا تغيير رژيم نبايد حداقل با تغيير ظاهر تبليغات روبرو باشد. ما را در ايامي كه بزرگترين عيد ملي مان در جريان بود كوبيدند و به آتش‌بسي كه اعلام شد توجهي نكردند. حقيقت اين است كه چون مردم مي بينند كه زبان طرفشان اسلحه است آنها هم اسلحه مي‏خواهند ما چطور با تعويض يك فرمانده باور كنيم كه ماهيت ارتش عوض شده است. دولت بازرگان بايد جوابگو باشد. بايد ديد چه كسي حجت الاسلام صفدري را فرمانده و دستوردهنده لشكر كردستان نمود؟ در اين موقع سرهنگ صفدري فرمانده لشكر 28 كردستان كه در اين چند روز تحت نظر شوراي انقلاب سنندج بود ضمن توضيحاتي در مورد چگونگي انتصاب خود به فرماندهي لشكر 28 گفت:درست است كه من يك كرد نيستم اما هميشه ازاينكه كردستان از جانب سه استعمار خارجي، دولت مركزي و خوانهاي منطقه مورد ستم قرار مي‌گرفت رنج مي بردم. در چند روز خدمتم، در اين شهر از اوضاع و احوال استنباط‏ها و پيش بيني‏هايي كردم كه به كميته امداد و ستاد ارتش گزارش كردم. من زود فهميدم كه كميته‏هاي سنندج تجزيه شده‏اند. اين تجزيه براي من ناگوار بود. بارها در خدمت شيخ عزالدين رهبر سياسي و مذهبي كردها در اين مورد سخن گفتم و ابراز نگراني نمودم. سعي كردم اختلاف اين دو كميته كه آقايان مفتي‌زاده و صفدري در راس آن بودند برطرف كنم. به آقاي مفتي زاده گفتم از نفاق افكني دست برداريد كسي را نامسلمان نخوانيد و متهم به گرايشي نكنيد همه را يكي بدانيد اما كسي گوش نكرد چه اشكالي داشت كه از جوانان روشنفكر كه در اين شهر به خاطر مردم شب و روز فكر مي‏كنند و براي آزادي آنها تلاش مي‏كنند و در كميته‏ها استفاده ميشد، چرا اين كار را نكردند؟ در اين موقع آقاي احمد صدر حاج سيد جوادي وزير كشور پيرامون مسائل كردستان شروع به صحبت كرد اما هنوز چند جمله بيشتر نگفته بود كه صداي گوشخراش هواپيماهاي جت كه از ارتفاع كم بر فراز سنندج پرواز مي‏كردند و مانور مي‏دادند، سخنان او را قطع كرد. اين موضوع دوبار تكرار شد. كه حاج سيد جوادي كه خود از اين موضوع سخت ناراحت شده بود گفت: با صداقت مي‏گويم كه دولت بازرگان به هيچ‌وجه از متن و دل توطئه مطلع نبوده و وضع پيش آمده به گوش دولت نرسيده است و ايرادي به دولت بازرگان نيست. دولت قدرت كافي ندارد تا كارها را آنطور كه دلش مي‏خواهد انجام دهد و اين دست الهي است كه كشور را نگه داشته است. وزير كشور بخاطر مانور هواپيماها و سر و صداي زياد آنها به سخنانش ادامه نداد و در اين موقع صارم‌الدين صادق‌وزيري عضو هيات مديره‌ي كانون وكلاي ايران و نماينده اعزامي كردهاي مقيم مركز با دادن تذكري به دولت شروع به صحبت كرد و گفت: ميهن پرستي به دستة خاصي منحصر نيست. كسي ميهن‌پرست است كه با چنگ و دندان سرزمينش را براي فرزندان حفظ كند نه آنانكه ميهن‌شان در جيب‌شان است و هركس خواست فرار كند من اين تذكر را روزي به دولت ازهاري دادم و متاسفم كه امروز بايد به دولت بازرگان بدهم. صادق‌وزيري سپس ضمن اعتراض به پرواز هواپيماها با وجود حضور نمايندگان امام خميني در كردستان گفت: مردم به همه چيز با سوءظن 2500 ساله مي‌نگرند و فقط عمل است كه نشان ميدهد يك دولت با دولت‏هاي ديگر فرق دارد هر مساله‌اي كه در كردستان مطرح مي‏شود فوراً كردها را متهم به دست نشاندگي مي‏كنند. اين اتهام كثيفي است بايد حقيقت را از نزديك ديد. مي بينيد كه اين حوادث در اثر اختلافات دو كميته انقلابي كه در سنندج فعاليت داشته‏اند بوجود آمد و نيروهاي سياسي دخالت نداشتند و فقط دچار عواقب آن شدند. عنوان حمله به پادگان سرهم بندي قضيه است، بايد ديد چه كساني اين حمله را انجام داده‏اند و دايره اختلاف را دامن زده‏اند. بايد ديد چه كساني موجبات تبليغ و حمله افراد نظامي به مردم بيگناه را دامن زده‏اند. در پايان اين جلسه خواستهاي نمايندگان كرد در شش مورد اعلام شد كه آزادي كليه‌ي گروگانها، تعقيب و مجازات فرماندهان ارتجاعي، تضمين امنيت جاني و شغلي نظاميان كرد، نظارت شوراي انقلابي شهر بر پادگان و اداره مشترك پادگانهاي كردستان وسيله نظاميان انقلابي و رزمندگان كرد، تعقيب و مجازات حجت الاسلام صفدري، جلوگيري از اعمال استبدادي و ضد كردي در شهر اروميه و بالاخره لغو سانسور فرهنگي و سياسي در راديو و تلويزيون كردستان اهم آنها بود.(كيهان7/1/1358)

كردهاي مقيم مركز:تجزيه طلبي توطئه ضد انقلاب است.

جمعيت كردهاي مقيم مركز در پنجمين گردهم آئي اين گروه كه در دانشگاه صنعتي برگزار شد ضمن تاييد قطعنامه 8 ماده‏اي كه توسط نمايندگان مردم كردستان به هيات اعزامي از تهران تشكيل شده بود، شايعه تجزيه طلبي كردها را به شدت محكوم كردند. در اين جلسه كه با شركت بيش از سه هزار تن از كردهاي مقيم مركز تشكيل شده بود يكي از حاضرين گفت: كردستان ايران يكي از فعالترين كانونهاي انقلاب كنوني ايران بوده است و ميدانيم كه خلق مرد علاوه رنج كشيدن از ظلم و بيدادي كه بر سراسر كشور حكمفرما بود مورد ظلم خاص ديگري كه ستم ملي است قرار گرفته است. مبارزات خلق كرد در جريان انقلاب متوجه رفع هر دو نوع ظلم و استبداد مي‏باشد. از طرف ديگر مطابق اصول دموكراسي و منشور ملل متحد و اعلاميه حقوق بشر هر ملتي خود بايد سرنوشت خويش را تعيين كند و اين امر خلاف اسلام هم نيست. پس از آن جمعيت حاضر نسبت به قطعنامه اي كه در آن رهبري آيت الله شيخ عزالدين حسيني امام جمعه مهاباد به عنوان نماينده رسمي خلق كرد و انتخاب صادم الدين صادق وزيري به عنوان نماينده جمعيت كرد‏هاي مقيم مركز مطرح شده بود راي موافق دادند.در اين جلسه نماينده گروهي از دانشجويان و محصلين مقيم مركز اظهار داشت از آنجائيكه بزرگترين سهم را در اين انقلاب جوانان برعهده داشته‏اند و از آنجائي كه اعتقاد داريم جمعيتي مي‏تواند انقلابي باشد كه دانشجويان، محصلين و كلاً جوانان مستقل در آن فعاليت داشته باشند پيشنهاد مي‏كنم كه در شورا و هيات اجرائي جمعيت كردهاي مقيم مركز بايد از هر شهرستان حداقل يك نماينده از بين دانشجويان انتخاب شود. ضمناً جمعيت حاضر از مهندس بازرگان خواستند تا موقعيت و پايگاه خود را در قبال خواست‏هاي خلق كرد رسماً از راديو و تلويزيون اعلام كند.(كيهان13/12/1357)

جمعيت كردهاي مقيم مركز: يك عمل جنايت آميز

جمعيت كردهاي مقيم مركز از نخست وزير خواست با اعزام يك هيات بي طرف به كردستان كه صارم الدين صادق وزيري نماينده كردهاي مقيم مركز نيز عضو آن باشد، ريشه اختلافها را تشخيص دهد و در رفع سوء تفاهم‏ها و درگيري‏ها بكوشد. جمعيت كردهاي مقيم مركز تيراندازي از هلي كوپتر بسوي مردم را عملي جنايت آميز دانست كه حتي دولت نظامي ازهاري نيز از دست زدن به آن بيم داشت. جمعيت از دولت انقلابي بازرگان خواسته است كه در مورد كردستان انقلابي عمل كند و نگذارد عوامل ارتجاعي و طرفداران بازگشت رژيم شاه در كردستان فتنه گري كنندو خواست بحق اين منطقه را به بهانة تجزيه طلبي سركوب نمايند.(كيهان29/12/1357)

نماينده جمعيت كردهاي مقيم مركز:

كردها به آيت الله طالقاني اعتماد مطلق دارند.

صارم الدين صادق وزيري عضو هيات رئيسه كانون وكلا و نماينده اعزامي جمعيت كردهاي مقيم مركز به سنندج ديروز در يك گفتگوي اختصاصي با كيهان از تلاشهاي حضرت آيت الله طالقاني براي باز گرداندن آرامش به سنندج و حسن نيت وزير كشور و هيئت روحاني همراه آيت الله طالقاني ستايش كرد.

صادق‌وزيري در اين گفتگو اعلام داشت: سفر حضرت آيت الله طالقاني طبق درخواست و تأكيد جمعيت كردهاي مقيم مركز هم كه هزاران كرد را در بر مي‌گيرد بود به علت مسايلي كه وجود داشت رفتن ايشان به سنندج ضروري بود‏ه‌است.

صادق وزيري گفت: علاوه براين يك هيات ديگر از جمعيت كردهاي مقيم مركز در حضور حضرت آيت‌الله طالقاني به سنندج رفتند. 5 نفر از اعضاي اين هيئت روز سه شنبه 29 اسفند به حضور ايشان رسيدند و موكدا از محضر شان تقاضا كردند كه قبول زحمت بفرمايند و به سنندج تشريف ببرند. بديهي است هيات روحانيت با توجه به تركيب اعضاي آن از اهميت ويژه اي برخوردار بود و اين هيئت با اينكه پس از قطعي شدن اعزام هيئت دولتي شكل گرفت مقدمات سفر آن زودتر فراهم شد. 

صادق وزيري اضافه كرد:

من با هواپيمائي كه قرار بود وزير كشور و همراهان ايشان را به سنندج ببرد حركت كردم اين هواپيما بجاي اينكه بسنندج برود ما را به كرمانشاه و پايگاه هوانيروز برد.  در آنجا بخوبي احساس ميشد كه جو غالب بر فضا مايل نبود كه ما زودتر به سنندج برويم،  ولي اصرار زياد من كه هيئت هر چه زودتر بايد بسنندج برسد موجب شد كه تقريبا پس از دوساعت انتظار بطرف سنندج حركت كنيم.

بايد ياد آور كنم كه وزير كشور نيز شخصا مايل بودند كه ما زودتر به سنندج وارد شويم. 

صادق وزيري در مورد نتايج رفتن دو هيئت به سنندج گفت:

نتايج اعزام اين دو هيئت در مجموع بسيار مثبت بود البته به نظر من بيان اين نكته معطوف به نتايج رسمي اعزام اين هيئت نيست بلكه بيشتر از اين نظر است كه به آقايان اعضاي هيئت‏هاي روحاني ودولتي امكان داد كه از نزديك با حقايق اوضاع آشنا شوند و از طرف ديگر به مردم كردستان و نمايندگان آنان نيز فرصت داد كه از نزديك با نمايندگان قدرتهاي حاكم در عرصه سياست مملكت پس از پيروزي انقلاب آشنائي پيدا كنند.  مأموريت هيئت در ايجاد آرامش نيز موفقيت آميز بود.  اگر تدارك دقيق تري براي نحوه پذيرايي هيات‏ها بخصوص هيئت روحاني داده ميشد آثار سفر هيئت بسيار مثبت تر بود.  همچنين مكانيسم ارتباط با مركز و اجراي تصميمات هيئت‏ها اگر دقيقا تنظيم ميشد نتايج كار هيئت‏ها را بسيار بارورتر ميكرد زيرا تقريبا از ظهر روز دوم فروردين هيئت‏هاي دولتي و روحاني باين نتيجه رسيده بودند كه ميبايست زندانيان و يا باصطلاح محلي اسرا آزاد شوند ودر اين باره نيز اقدام كردند ولي همانطور كه ميدانيم تا ساعت 4 بامداد روز پنجم فروردين آزادي زندانيان عملي نشد ! اگر اين زندانيان مقارن ورود هيات يا همان روز دوم فروردين آزاد ميشدند هيئت‏ها فرصت داشتند در محيط آرام و خالي از سوء تفاهم با بسياري از مسائل ديگر از نزديك بخوبي آشنا شوند. و ازدحام كسان زندانيان در برابر جايگاه اقامت هيات روحاني خودبخود از بين مي‌رفت چيزي كه موجب شده بود مقدار زيادي سخت گيري براي ايجاد ارتباط با هيات بطور قهري ايجاد شود و اين عامل تقريبا باعث شدكه ارتباط هيات روحاني با مردم تقريبا از كانال مشخص برقرار گردد كه اين خود براي توفيق هيات عامل منفي بود. 

مردم كردستان عموما نسبت به حضرت آيت الله العظمي طالقاني اعتماد مطلق ابراز ميكردند و اين اعتماد مطلق عملا تا پايان مأموريت هيات نيز باقي بود و نمونه آن را من در مذاكرات روز چهارم فروردين كه منتهي به توافق در باره تشكيل كميته موقت پنج نفري گرديد بچشم خود ديدم كه نمايندگان تمام نيروهاي سياسي فعال موافقت كردند كه نفر پنجم از هيات پنج نفري را حضرت آيت الله العظمي طالقاني انتخاب كنند و با وجود اينكه نسبت به نامزد اعلام شده از طرف معظم له قضاوت قبلي مشخصي داشتند صرفا بدادن تذكر آنهم بصورت خصوصي اكتفا كردند.  صادق وزيري اضافه كرد:

در باره نتايج تحقيقات بايد بگويم كه علت اصلي وقايعي كه در سنندج روي داد و بيك فاجعه تبديل گرديد بطور عمده مربوط به شكل بندي و عملكرد ارگاني بود كه پس از پيروزي انقلاب تحت نام (ستاد عملياتي انقلاب اسلامي در كردستان) به تنها نيروي حاكم در شهر تبديل شده بود.  برخورد با اين واقعيت براي اعضاي هيات روحاني ميتواند در سطح مملكت و در رابطه با ماهيت كميته‏ها وطرز عملكرد آنها آموزنده باشد.  نكته ديگر اينكه هيات اعزامي روحانيت به كردستان نمونه يك تركيب قوي از نزديكان امام خميني بود.  رهبري عملي هيئت را آيت الله بهشتي بعهده داشتند ايشان بنظر من شخصيتي قوي برخوردار از خونسردي،  تسلط كامل بر خود،  خويشتن داري،  هوش و نكته سنجي شايان توجه هستند كه در عين حال واجد قدرت اداره جلسات گفت و شنود ميباشند.  بطوريكه بسهولت ميتوانند بحث و گفتگو را در مجراي مورد نظرشان سوق دهند همچنين ايشان از قدرت حافظه شايان برخوردار مي باشند.(كيهان10/1/1358) 

قطعنامه اجتماع كردهاي مقيم مركز

براي اعتراض به فاجعه سنندج ساعت 15 روز پنج شنبه گذشته يك اجتماع چند هزار نفري از كردهاي مقيم مركزي در دانشگاه صنعتي تهران تشكيل شد.  در دست اجتماع كنندگان شعارهايي بود كه به زبان فارسي و كردي نوشته شده بود و شعارهايي كه به زبان جاري مي‏شد به اين شرح بود.

خلق كرد پيروز است ارتجاع نابود است.

تركمن پيروز است ارتجاع نابود است. 

اتحاد ضرورت انقلاب

در اين اجتماع ابتدا صارم الدين صادق وزيري نماينده كردهاي مقيم مركز سخن گفت: و ضمن محكوم كردن كشتار مردم وواقعه ننگين كردستان اعلام نمود آزادي در حكومت اسلامي از جمله مفاهيم كلي است كه بايستي در نظر گرفته شود امرهمه ما كردها يك امر خودمختاري يا دمكراسي است و اين خود مختاري مفهوم حقوقي و سياسي دارد ما انتظار داشتيم كه قبل از رفراندم تكليف ما روشن شود.  كار ما يك كار سياسي توضيحي است.  ما بايد به همه مردم بگوييم خودمختاري: يعني براي كردستان از دموكراسي در سراسر ايران جدا نيست.  در طول چندين سال ما را به اتهام تجزيه طلبي خفه كردند. 

آنچه مهم است اين است كه افراد ساده لوح را بايد توجيه كرد.  تفرقه افكني بعنوان مذهبي و غير مذهبي خيانت است.  ما همه كرد هستيم و در يك امري قرار گرفته ايم كه امر برحق ماست و آن خودمختاري است. سپس يكي ديگر از نمايندگان كرد به زبان كردي سخناني ايراد داشت و بعد قطعنامه گردهمايي توسط يكي از خانمهاي كرد قرائت شد.

 متن قطعنامه به اين شرح است:

جمعيت كردهاي مقييم تهران در جلسه 9 فروردين 58 خود پس از استماع گزارش هياتي كه در رابطه با ماجراي فاجعه سنندج به آن شهر رفته بودند بخصوص گزارش مستدل نماينده اعزامي جمعيت به كردستان ابراز نهايت تاسف و انزجار از اعمال وحشيانه دژخيمان و عوامل واقعي ضد انقلاب تجزيه طلبي و ضد انقلابي موجبات كشتار فجيعي را در سنندج فراهم كرده و بيش از 100 تن كشته و صدها تن را زخمي كرده‌اند.  قطعنامه زير را به اتفاق آراء تصويب و اجراي مصوبه آنرا از دولت خواستارند:

1 ـ ما مجازات صفدري روحاني نماي جنايتكار را كه عامل ومحرك اصلي اين كشتار بوده و تمام همدستان و مسببين اين واقعه خونين ارا از دولت خواستاريم.

2 ـ طبق شواهد و قرائن سرلشكر قرني در طراحي ابن توطئه خائنانه مداخله داشته و دستوركشتار،  مردم بيگناه سنندج را با هلي كوپترها و خمپاره اندازهاي ارتشي داده. بركناري او بهيچ وجه كافي نيست لذا خواستار بررسي بيشتر واقعه و معرفي كليه عاملين و مجازات آنها مي باشند.

3 ـ ما ضمن تأييد مجددو رهبري آيت الله سيد عزالدين حسيني براي مذاكرات هياتهاي نمايندگي كرد با مقامات رسمي هر نوع سخن تفرقه افكني افراد فاقد صلاحيت را شديداً محكوم مي كنيم و اعلام ميداريم مردم كردستان مدعيان رهبري مذهبي را چون مفتي زاده طرد و محكوم مي كنند.

4 ـ ما با ابراز همدردي با خانواده‏هاي برادر تركمني كه عزيزان خود را از دست داده اند پشتيباني خود را از خواستهاي برحق خلق برادر تركمن در مطالبه حق تعيين سرنوشت بطور قاطع اعلام ميداريم و جنايتهاي توطئه گران ضد انقلابي را محكوم مي كنيم.

5 ـ ما روش يكطرفه و مغرضانه راديو و تلويزيون را در رابطه با فاجعه سنندج شديداً محكوم نموده و آن را اهانت به خلق كرد مي دانيم و خواستار رسيدگي فوري به اين جريان هستيم.

پس از پايان قرائت قطعنامه جمعيت حاضر در دانشگاه با هم يك سرود به زبان كردي خواندند.

يك ساعت قبل از اين اجتماع يك راهپيمايي و اجتماع در زمين چمن دانشگاه تهران برپا شد كه شركت كنندگان در آن سپس به دانشگاه صنعتي آمدند.(اطلاعات11/1/1358)

اعضاي شوراي جمعيت كردهاي مقيم مركز انتخاب شدند.

تظاهرات كردها در دانشگاه تهران

پنجشنبه گذشته جمعيت كردهاي مقيم مركزي طي يك گرد همايي در دانشگاه صنعتي تهران اعضاي شوراي اين جمعيت را انتخاب كردند در اين جلسه كه نمايندگان شهر‏هاي مختلف كردستان حضور داشتند نمايندگان 17 شهرستان كردنشين انتخاب شدند. 

همچنين ديروز در يك گردهمايي در دانشگاه تهران يكي از كردهاي مقيم مركز در باره ي ريشه حوادث سنندج سخن گفت،  وي دليل گسترش حوادث سنندج را تحريك فرصت طلبان بيگانه اعلام كردو همچنين برپشتيباني از احمد مفتي زاده رهبر سياسي و مذهبي كردستان تأكيد كرد.

اين گردهمايي با تظاهراتي توأم بود كه در آن چند هزار تن از دانش آموزان دبيرستان‏هاي مختلف تهران شركت كرده بودند.  در اين گردهمايي چند نفر ديگر نيز در باره ي لزوم وحدت و تقويت جمهوري اسلامي و ضرورت هشياري نيروهاي انقلابي سخن گفتند.(اطلاعات14/1/1358) 

قطعنامه كردهاي مقيم مركز

همچنين گروهي از كردهاي مقيم مركز،  بعد از ظهر پنجشنبه در دانشگاه صنعتي گرد آمدند و كشتار مردم سنندج را محكوم كردند.  در اين گردهمائي  صارم الدين صادق وزيري نماينده كردهاي مقيم مركز سخن گفت و سپس يك قطعنامه 5 ماده اي خوانده شد.  در اين قطعنامه آمده بود ما مجازات صفدري را از دولت خواستاريم،  تنها بركناري تيمسار قره ني،  به دليل جنايتي كه كرده است به هيچوجه كافي نيست،  خواستار بررسي بيشتر واقعه و معرفي عاملين و جازات آنها ميباشيم،  ما ضمن تأييد مجدد رهبري آيت الله سيد عزالدين حسيني براي مذاكرات هيات‏هاي نمايندگي كرد با مقامات رسمي،  هر نوع تفرقه افكني افراد فاقدصلاحيت را شديدا محكوم مي كنيم و اعلام ميداريم مردم كردستان رهبري مذهبي مدعيان را طرد و محكوم مي كنند. (كيهان15/1/1358) 

وجود تحريكات

 سخنگوي جمعيت كردهاي مقيم مركز در گفتگويي با كيهان معلق ماندن شمارش آراء را ناشي از بعضي تحريكات توصيف كرد. اين سخنگو ضمن تشريح نحوه اعتراضات بعضي گروهها به انتخابات و غير دمكراتيك خواندن اينگونه اعتراضها از دولت خواسته بود تا باستاندار كردستان تاكيد كند كه مرعوب روشهاي غير دمكراتيك نشود و با قرائت و رسيدگي جداگانه و دقيق به اعتراضات تصميم قانوني و مطابق موازين دمكراسي بگيرد. (كيهان26/1/1358)

قطعنامه گردهمايي جمعيت كردهاي مقيم مركز

در گردهمايي جمعيت كردهاي مقيم مركز به تاريخ 23/1/1358 پس از بحث و بررسي مسائل سياسي منطقه كردستان و اعلام نتايج انتخابات شوراي جمعيت موارد زير را به اتفاق آراء تصويب نمودند:

1-جمعيت كردهاي مقيم مركز كوشش‏هايي را كه از جانب بعضي از عوامل در جهت معرفي اشخاص ناصالح بنام نماينده خلق كرد انجام مي‏گيرد، محكوم مي‌نمايد.

2ـ اقدامات انقلابي رهبري انقلاب را در مورد اعدام عمال رژيم سابق و امپرياليسم، تائيد و پشتيباني مي‌نمايد.

3ـ اقدامات تعدادي از فئودال‌هاي مرتجع منطقه «سوماي برداوست» را محكوم مي‏كنيم و از دولت موقت انقلابي مصرا مي‏خواهيم هر چه زودتر نسبت به بازگرداندن كشاورزان رانده شده از مزرعه و خانه‌ي خود و تنبيه عاملين اين امر اقدام نمايد.

4ـ با تشكر از صادق وزيري، اين جمعيت نماينده خود را با اعتقاد كامل به ايمان و صداقت جناب صارم الدين صادق وزيري انتخاب نموده و نمايندگي ايشان كماكان مورد تائيد مي‏باشد.

5 ـ جمعيت مراتب تنفر و انزجار خود را نسبت به بازداشت سه تن از برادران اهل «اوز لارستان» فارس كه هنگام بازگشت از محضر حضرت آيت‌الله سيد عزالدين حسيني توسط افراد غير مسوول در جهرم بازداشت شده و اينكه در زندان قصر مي‏باشند اعلام مي‏دارد و خواستار آزادي فوري آنان ميباشد.

6 ـ جمعيت قاطعانه اعلام مي‏دارد كه تهمت‏هاي ناروا عليه رهبر عاليقدر خلق كرد جناب آيت‌الله سيدعزالدين حسيني كاملا بي اساس بوده و چنين اعمالي را توطئه ي عناصر مرتجع و وابسته به امپرياليسم در جهت پايمال كردن خواسته‏هاي مشروع خلق كرد مي‏دانيم و اعلام مي‏كنيم كه تشخيص صلاحيت رهبري و نمايندگان واقعي خلق كرد با خود اين مردم است.(آيندگان28/1/1358)

صارم الدين صادق وزيري،دبير جمعيت كردهاي مقيم مركز:

خود مختاري،در جهت پيشبردانقلاب

از بين بردن آثار فرهنگي استبداد كار يك روز و دو روز نيست.

تمام دستاويز‏هاي تجزيه طلبي كردستان را رد مي كنيم.

طبقه امپرياليسم بايد خلع سلاح شود. 

صارم صادق وزيري دبير جمعيت كردهاي مقيم مركز در تالار ابوريحان دانشگاه ملي پيرامون مسئله (خودمختاري) سخنراني كرد.  در اين سخنراني صادق وزيري با تأكيد بر اين امر كه براي بررسي و تجزيه و تحليل هر مساله بايد (اصل تحليل  مشخص از اوضاع مشخص) را رعايت كرد مساله (خود مختاري) را بررسي كرد. 

صادق وزيري علاوه بر دبيري جمعيت كردهاي مقيم مركز،  عضو هيات مديره كانون وكلا،  عضو هيات اجرائي جمعيت حقوقدانان و سر دبير روزنامه صداي معاصر است.  آنچه در زير مي آيد،  رئوس سخنراني صادق وزيري است:

گفتگو در باره هيچ مساله اي بصورت تجريدي و انتزاعي صحيح نيست و عملي نميتواند باشد.  مساله خودمختاري هم تابع اين اصل كلي است.  مساله ملي جزئي است از كل مساله مربوط به تكامل انقلاب.  و اين مساله در مراحل مختلف انقلاب،  وظايف مختلفي را مطرح مي‌كند. 

پس اگر ما امروز از خود مختاري گفتگو مي كنيم بايد اين مفهوم را اولا در متن موقعيت انقلابي ايران و ثانيا در رابطه با خلق كرد بررسي كنيم. در رابطه با انقلاب و شرايط فعلي، ما بايد با ديد خودمان به مساله خودمختاري نگاه كنيم.

اين ديد نظر گاهي ديناميك، در جريان حركت تكاملي، انقلاب است. در برخورد با اين مساله با دو مفهوم سرو كار داريم،  يكي مفهوم ملت،  ديگري مفهوم دموكراسي. 

در باره (ملت) و تعريف آن بحث‏هاي زيادي شده است.  تعريف دقيق و عملي ملت بطور خلاصه اين است.  ملت اشتراك پايداري است از افراد كه در اثر عوامل تاريخي تركيب يافته و بر اساس اشتراك چهار مشخصه بنيادي پديدار گشته است: اشتراك زبان،  اشتراك سرزمين،  اشتراك زندگي اقتصادي و بالاخره اشتراك در ساختمان روحي، كه بصورت اشتراك ساختمان روحي، كه بصورت اشتراك در خصوصيات ويژه فرهنگ محلي تجلي ميكند.  اين تعريف علمي دقيقا ميبايستي با مساله ملي در نظر گرفته شود زيرا همواره عناصر چهارگانه ملت وجود داشته اند بعضي از آنها بطور تدريجي، مدتها قبل از دوراني كه مفهوم ملت بوجود آيد شكل گرفته است.  سرزمين كه اساسا بوده است.  زبان عامل ديگر،  آنهم وضع خاصي دارد.  تطور زبان تابع قوانين خاص خودش است همه اين عناصر بتدري  ج تشخيص پيدا كردند و خلق كرد هم در اين شرايط معين تجربه ويژه اي كسب كرد حالا بحث بر سر اين است كه آيا ملتي با تعريفي كه از آن كردم در گذشته بسيار بسيار دور مي توانست وجود داشته باشد ؟ ابدا،  اگر هر كدام وجود داشته،  سرزمين اشتراك در ساختمان روحي به شكل جنبي اش ولي اشتراك زندگي اقتصادي با آن شكل عام به گونه ايكه همه را در بر گيرد مسلما نبوده است. 

دموكراسي و خود مختاري

مي پردازيم به دموكراسي.  دموكراسي هم مفهومي است كه هر دسته و هر قشر از اجتماع و هر طبقه در شرايط خاصي و معيني برداشتي خاص نسبت به جهان بيني خود، از آن دارد.  معني لغوي اش يعني حكومت مردن بر مردم اما مي دانيم كه حكومت هميشه مظهر تسلط يك طبقه بر اجتماع است.  دموكراسي در معناي واقعي خود اين مفهوم را براي اكثريت بهمراه دارد كه دموكراسي براي توده‏هاي دهقان،  كارگر و ديگر زحمتكشان در شهر و ده دخالت در سرنوشت و دخالت در حكومت را تعيين مي‌كند.  اگر غير از اين باشد تنها دموكراسي بر روي كاغذ است و در عالم واقع مصداق ندارد. 

راه حل مساله ملي در دنيا ئيكه با اصول سرمايه داري اداره مي‌شود در استقرار دموكراسي است و بس.  هيچ راه حل ديگري ندارد، راه حل‏هاي ديگر اگر در طول تاريخ ديده شده همگي راه حل‏هائي است در نابودي ملل،  دراز بين بردنشان و جلوگيري از هر گونه بروز آثار فرهنگ ملي و ترويج زبان و غير واين راه حل‏ها بود كه سالهاي سال در مورد خلق كرد اعمال شد. 

با اين  دوتعريف مختصر در مورد ملت و دموكراسي بر مي گرديم به مساله خود مختاري و اينكه خودمختاري در شرايط فعلي انقلاب و در رابطه با پيشبرد شرايط انقلابي چه مفهومي مي‌تواند داشته باشد؟ و چه هست؟

ما يك جنبش داشتيم. جنبشي كه مختصات خاص خودش را داشت. اين جنبش، اولاً عام بود، يعني همه طبقات و اعضاي خلق را در برگرفت. ثانياً سراسري بود و تمام ملل ساكن ايران را در برداشت. اختصاص به ملت خاصي نداشت. ثالثاً عميق و آگاهانه بود. يعني كسانيكه در اين جنبش دخالت يا مشاركت داشتند در اثر عميق بودن  شرايط انقلابي دقيقاً متوجه شده بودند كه سمت حمله به كدام طرف است كه در جهت نابودي رژيم گذشته و كسي بود كه مظهر آن رژيم بود. اين حالت و اين شرايط معمول يك روز و دو روز  و معمول شرايط انقلابي دقيقاً متوجه شده بودند كه سمت حمله به كدام طرف است كه در جهت نابودي رژيم از گذشته  و كسي بود كه مظهر آن رژيم بود. اين حالت و اين شرايط معمول يك روز و دو روز و معلول شرايط خاص محلي موضوعي نبود. ريشه از گذشته مبارزه ملت ما و ريشه در گذشته تاريخ ما داشت و خلق كرد نيز با تمام وجود ش ا زجا كنده شد و در اين جنبش شركت كرد. حضور مردم در جنبش و خود جنبش اساساً تدريجي صورت گرفت و بعد گسترده شد و بالاخره در يك شرايط خاص ملت بدون اينكه منتظر بشود و از جايي دستور  بگيرد، دسته‌هاي پيشرو، جنب شرا به مرحله قيام مسلحانه ارتقاء داد. درست در اين مرحله بود كه بنيان رژيم گذشته را ا زجا كندند. طبعاً ان پيش‌بيني نشده بود و همين موضوع مسايل مختلفي را بوجود آورند كه آن مسايل مختلف به صور گوناگون آثاش امروز به چشم مي‌خورد.

انقلاب و تظاهر انقلابي

هم از اين روست كه گفته مي‌شود انقلاب بايد پيگيري بشود نهادهاي انقلابي محفوظ بماند. نهادهاي انقلاب بايد از ضد انقلاب بازشناخته شود و از تظاهرات انقلابي تميز داده شود. چون فرق است ما بين كار انقلابي و نهاد انقلابي با نهادهايي كه فقط تظاهر انقلابي است. اگر مشخصات جنب شرا در نظر بگيريم دو مشخص داشت. اگر مشخصات جنب شرا در نظر بگيريم دو مشخصه داشت. مشخصه استبدادي و مشخصه ضد امپرياليستي. اگر بدانيم كه استبداد فقط آن مظاهر و بنايي و آن دستگاه نبود و قبول كنم كه استبداد زير بنا هم دارد. استداد پايه‌هاي اجتماعي هم دارد، اگر به همه اينها توجه كنيم، اگر متوجه باشيم كه جهت اصلي ديگر جنبش جهت ضد امپرياليستي است و به ثمر رسيدنش بدين معني است كه نفوذ امپرياليسم قطع شود و قطع نفوذ و ريشه‌هاي امپرياليسم بايد با از بين رفتن پايگاه‌هاي  امپرياليسم بايد از بين رفتن پايگاه‌هاي امپرياليسم شروع شود در رسيدن به اين هدف بايد طبقات و اقشاري كه در خدمت آن بوده‌اند خلع سلاح شوند. از مسند پايين كشيده شوند و در اين راه خيلي كا داريم. مجموعه اين اوضاع و احوال است كه تداوم انقلاب راب صورت يك وظيفه مبرم، بصورتي ك ضرورت تاريخي در برابر همه قرار داده است. اين وظيفه مبرم، اين وظيفه تاريخي، همان اندازه كه براي ملت كرد مطرح است براي ساير خلق‏هاي ايران نيز مطرح است. چگونه مي‌توانيم با اين وظايفي كه خاص اين مرحله است روبرو شويم؟ و چگونه بايد مجهز شويم؟ اينها همه مسايلي است كه جزء به جزء در خور بررسي و تحقيق است و در رابطه با همين مسايل است كه مساله خودمختاري مطرح مي‌شود و ريشه‏هاي خود مختاري در همان است كه بپذيريم خلق كرد مشخصات خاص خودش را در رابطه با جمع اركان تعريفي علمي مربوط به ملت دارد. 

اشتراك زندگي اقتصادي

اين ملت از نظر سياسي،  از نظر اشتراك زندگي اقتصادي،  از نظر معرفي مشتركات ملي طبيعتا با خلقهاي ديگر به ويژه خلق فارس نزديكيهاي فراواني دارد،  اما بهيچوجه اين بدان معني نيست كه خصوصيت ويژه و هويت خاص خودش را ناديده بگيرد.  وقتي كه گفتگو از خود مختاري مي‌شود،  يعني حكومت خلق كرد بر خودش است.  و همه اينها به تعبيري كه در مقدمه آمد،  بايد در قالب پيشبرد مطرح شود.

امر انقلاب مربوط به همه خلقهاي سراسري ايران است و اينجاست كه دقيقا مساله اي برايمان روشن مي‌شود و آن اين كه تمام آن موارديكه دستاويزي بدست دشمنان مي‌دهد،  بهتان‏هائي كه از اينطرف و آنطرف به صور مختلف در مورد تجزيه طلبي ساز مي‌شود،  با اين تحليل عملي نفي و رد مي‌شود.  يعني اصلا وقتي كه امر خودمختاري را در قالب شرايط كنوني در پيشبرد تكامل انقلاب ووضع خاص آن در شرايط فعلي مطرح مي كنيم، بطور كلي هرگونه مساله تجزيه طلبي خودبخود از اساس و بطور عملي قطع مي‌شود. اين برداشتي است كه اكثريت قريب به اتفاق مردم كردستان دارند. 

بنابراين ما وقتي كه مي‌گوئيم ما تجزيه طلب نيستيم اين به معني يك شعار نيست، تبليغات نيست، اين بيان يك حكم علمي تاريخي مربوط به شرايط خاص اين مرحله از انقلاب ايران است. مسايل ديگري نيز در اين زمينه براي ما مطرح است. 

زمينه عمل و برداشت ما چيست؟ در مورد زمينه عمل با توجه به شرايط خاص تاريخي كردستان و با توجه به عقب افتادگي اقتصادي، با توجه به اينكه ما يك كارخانه به مفهوم امروزي نداريم، مي‌بينيم كه درست شرايط اوضاع و احوال ما منطبق با شرايطي است كه در كنگره خلق‏هاي خاورميانه در 1919 مطرح بوده است. تعبيري كه در آن زمان شد اين بود كه اكثريت خلقهاي خاور زمين نمايندگان راستين توده زحمتكش هستند و اينها با كارگراني كه مكتب فابريك و كارخانه سرمايه داري را گذارنده باشند تفاوت بارز دارند نمايندگان صرف زحمتكشان،  توده دهقانان استثمار شده هستند كه از ستمگري قرون وسطائي زجر مي‌كشند. اين تعبير كه مربوط به 60 سال پيش است، دقيقا در مورد مساله كردستان اكنون صادق است يعني توده‌اي كه از آن صحبت مي‌كنيم، در كردستان كارگر به آن معناي علمي‌اش، كارگري در كارخانه كار كرده باشد و دوره‏هاي كار را در آنجا گذارنده باشد، واقعا نداريم و اينست كه ما برخورد مي‌كنيم با مفهوم خاص (مليت) اما برداشت ما از اين مفهوم خاص مليت گريز از آن نيست،  پنهان كردن آن هم نيست،  بايد به آن نزديك شد،  شناختش و تعبير درست از آن كرد و به مردم فهماند ما زماني قادريم براي توده‏هاي زحمتكش كاري بكنيم كه متحدين طبيعي خود را بشناسيم.

تجزيه طلبي

متحدين طبيعي ما دقيقا زحمتكشان ايران هستند. اين بار هم پايه‌اي هست براي نفي آن چيزي كه از سوي برخي به آن تجزيه طلبي اطلاق مي‌شود. پس ما وقتي كه با مفهوم امپريالسيم در شكل خاص آن در شرايط كنوني روبرو هستيم وقتي كه ما با استبداد روبرو هستيم، مي‌بينيم كه رو بنا‏ها ومظاهر قدرتش نابود شده، اما ريشه‏ها و آثار فرهنگي‌اش را هنوز نتوانسته‌ايم از بين ببريم و طبعا كار يكي دو روز هم نيست و براي اين كار سترگ دقيقا به اين مي رسيم كه بايد دست در دست همه متحدين طبيعي مان داشته باشيم متحدين طبيعي ما همه زحمتكشان و همه كساني هستند كه در سراسر ايران در مبارزه ضد استعماري، ضد امپرياليستي و ضد استبدادي مشاركت و دخالت داشته‌اند. باز هم تكرار مي‌كنم اين هم يك دليل علمي ديگر بر اينكه امر خود مختاري نزد ما نيمتواند بصورت تجزيه طلبي مطرح باشد براي اينكه اگر قرار باشد از متحدين طبيعي خودمان جدا شويم، محكوم به شكستيم.

دموكراسي در كردستان مفهومي ندارد جز اينكه بصورت خود مختاري تجلي كند يعني اگر ما اعتقاد داشته باشيم اگر قبول داشته باشيم كه تجهيزات توده‏ها جز در سايه دموكراسي به معناي اصلي و واقعي‌اش امكان ناپذير است، پس بايد حكم علم را و حكم تاريخ را پذيرفت كه خود مختاري به خلق كرد داده شود. 

اما برخوردهايي كه با اين مساله شده، ياناآگاهانه و انحرافي بوده است. در اين زمينه مسايلي مطرح مي‌شود از قبيل دادن اختيارات استاني، يا برگشت به قانون انجمن‏هاي ايالتي و ولايتي كه قانون آن در سال 1325 (ه.ق) از مجلسين گذشته است.  تداخل اين مساله با مساله خودمختاري يك نوع ساده پنداشتن قضيه، يكنوع دور زدن مساله است اينكه سيستم اداري، متمركز باشد يا نه، يك امر اداري است.  مساله خودمختاري به تعبيري كه گفتم پايه‏هاي عيني و علمي دارد يعني شناخت ملت كرد بعنوان يك ملت و شناخت اينكه دموكراسي در كردستان معناي ديگري ندارد جز قبول خودمختاري.  هميشه اين را بايد در نظر گرفت كه اين مساله در قالب تكامل انقلاب است. 

خودمختاري از اساس و بطور عيني و علمي با تجزيه طلبي دو گانه است.  و اينها دو دو خط متنافر هستند، ما خودمختاري را در محدوده جغرافيائي ايران مي‌خواهيم. مفهوم اين حرف يعني حاكميت ايران بر محدوده جغرافيائي اش به تمام وكمال، بايد اعمال شود ما از اين امر دفاع ميكنيم. لازمه تكامل در اين مرحله برخورداري مردم از بسياري از چيز‏هائي است كه تا حال از آن محروم بوده اند. 

نجات از يك حالت عقب افتادگي اقتصادي و اجتماعي است كه مستقيما معلول شرايط تاريخي قبلي است كه به ما تحميل شده بود.  ما با قيام همگاني و با قيام سراسري اين سيستم را در هم شكستيم. 

لازمه اين كار آن است كه نقشه‏ها و برنامه‏هاي عمومي در سطح كشور تهيه و در اين زمينه الويت خاص به كردستان ـ بمنظور جبران عقب افتادگي ـ داده شود. براي پيشبرد اين كار ما بايد برنامه‏هاي عام سراسري ومشترك داشته باشيم و پياده كردن اين برنامه‏هاي مشترك سراسري طبعا از وظايف دولت مركزي خواهد بود و مربوط است به وظايف خاص آن،  البته اين نفي نمي‌كند كه ما در محدوده جغرافيائي كردستان برنامه‏هاي خاص محلي نداشته باشيم. 

بعد از اين مساله، موضوع دفاع عمومي و روابط خارجي مطرح مي‌شود. اين‏ها مربوط است به دفاع از حاكميت ملي تمام ايران كه مربوط به حكومت مركزي خواهد بود اما اينكه در عمل چگونه پياده شود و چه كار كنيم كه وظايف ارگان‏ها ي  دولت مركزي با آنچه مربوط به خلق كردستان است برخورد نكند بايد نشست و پيرامون آن بحث كرد با گفتگوي دوستانه و برادرانه با توجه به سنت‏ها،  با توجه بسوابق،  با توجه به كليه وسايلي كه در گذشته توليد سوء تفاهم كرده است با توجه به اينكه بعد‏ها اين سوء‌تفاهمات بايد از بين برداشته شود شكل خاص و قالب خاصي بايد برايش پيدا كرد.(كيهان28/1/1358)

تلگرام جمعيت كردها

جمعيت كردهاي مقيم مركز با مخابره تلگرامي ‌به مهندس بازرگان نخست وزير و احمد صدر حاج سيد جوادي وزير كشور، ماجراجويان و مرتجعان محلي را عامل اصلي وقايع خونين نقده معرفي كرد و مدعي شد كه زمينه‌اين برخوردها، پيشاپيش از طريق پخش مقدار زيادي اسلحه در بين عناصر غير مسوول فراهم شده بود. (كيهان2/2/1358)

استمداد

در تهران جمعيت كردهاي مقيم مركز از همه مردم براي رساندن كمك‏هاي داروئي و پزشكي به آسيب ديدگان حوادث نقده استمداد كرد،  اين جمعيت از مردم خواست كمك‏هاي خود را به اين جمعيت تسليم كنند. (كيهان2/2/1358) 

تلگرام جمعيت كردها

جمعيت كردهاي مقيم مركز با مخابره تلگرامي به مهندس بازرگان نخست وزير و احمد صدر حاج سيد جوادي وزير كشور (ماجراجويان و مرتجعان محلي) را عامل اصلي وقايع خونين نقده معرفي كرد و مدعي شد كه زمينه اين برخوردها،  پيشاپيش از طريق پخش مقدار زيادي اسلحه در بين عناصر غير مسئول فراهم شده بود.

در اين تلگرام از نخست وزير خواسته شده است تدبيري اتخاذ شود كه كميته‏هاي اروميه با ابراز حسن نيت از تشديد و توسعه مخاصمه جلوگيري بعمل آورند و به نداي مسالمت آميز رهبران سياسي و مذهبي كردستان پاسخ مثبت دهند.(كيهان2/2/1358)   

تلگرام جمعيت كردها به نخست وزير

جمعيت كردهاي مقيم مركز، در تلگرامي كه ديشب براي مهدي بازرگان فرستاد، حوادث نقده را، كار ماجراجويان و مرتجعان محلي دانسته است.

در تلگرام آمده است:

تلگرام به نخست وزير آقاي مهدي بازرگان

-رونوشت احمد صدر حاج سيد جوادي وزير كشور

هنوز خونهايي كه در فاجعه اسفناك سنندج ريخته شده بود خشك نشده يك منطقه ديگر از كردستان به خون تپيد. ماجراجويان و مرتجعين محلي آتش ديگري را روشن كرده‏اند كه اگر از آن جلوگيري نشود،  به فاجعه‌اي بزرگتر از تراژدي سنندج تبديل خواهد شد. قبل از آنكه حوادث سنندج روي دهد از طرف آقاي حسني كه در كميته امام اروميه نفوذ دارد مقدار زيادي اسلحه ميان افراد ناصالح تقسيم شده و با تحريكات مداوم اختلاف‏هاي ترك‏ها و كردها را دامن مي‌زدند. رهبران مذهبي و سياسي منطقه به كرات در اين مورد هشدار داده‏اند و در جريان حوادث سنندج اين موضوع در حضور آيت‌الله طالقاني عنوان شد. بعدها نيز عناصر با حسن نيت از جامعه ترك زبان منطقه اين خطر را به مراجع ديگر سازمان‏هاي دمكراتيك در تهران اعلام داشتند. هفته گذشته از طرف زارع نامي تلگرامي به قم و تهران مخابره شد كه آشكارا تحريك‌آميز بود و نشان مي‏داده مقدمات برادركشي از پيش فراهم مي‏شود. تيراندازي به ميتينگ مسالمت‌آميز كردها در نقده گوياي اين حقيقت است كه تدارك اين برادركشي از قبل فراهم شده بود، ما مصراً ميخواهيم به مسوولان كميته در اروميه دستور داده شود كه با ابراز حسن نيت از تشديد و توسعه مخاصمه جلوگيري به عمل آيد. و به نداي مسالمت آميز رهبران ديني و سياسي كردستان پاسخ مساعده داده شود. مراتب قبلا به استحضار حضرت آيت‌الله طالقاني رسيده است.»

تقاضاي كمك داروئي و پزشكي

جمعيت كردهاي مقيم مركز در اعلاميه ي ديگري گفته است كه مردم نقده نياز مبرم به كمك‏هاي داروئي و پزشكي دارند. (آيندگان2/2/1358)

جلسه كردهاي مقيم مركز

تهران ـ خبرگزاري پارس: به دعوت جمعيت كردهاي مقيم مركز جلسه‌اي براي بررسي مسائل كردها در دانشگاه صنعتي تشكيل شد.

در اين جلسه گزارشي در مورد حوادث تاسف انگيز نقده قرائت شد كه در آن برخي از افراد غيرمسوول كمتيه اروميه متهم به حمله و غارت و كشتار مردم بي‌دفاع شده‏اند. همچنين در اين گزارش آمده بود كه ارتش در نقده بيطرفي را رعايت نكرده و به چند روستاي اطراف نقده با تانك حمله برده است.

در اين جلسه ضمن تاكيد بر برادري بين اهالي ترك و كرد منطقه كه از سال‏هاي پيش وجود داشته و دارد بروز اين گونه اتفاقات را به تحريك عمال امپرياليسم به شدت محكوم كردند.(آيندگان8/2/1358) 

در جلسه كردهاي مقيم تهران :

توطئه هاي امپرياليسم در حوادث نقده محكوم شد.

در جلسه جمعيت كردهاي مقيم تهران در دانشگاه صنعتي توطئه‌هاي ارتجاع داخلي و امپرياليسم بين‌المللي در حوادث نقده محكوم شد.

در‌اين جلسه احمد ميلاني يكي از اعضاي شوراي جمعيت كه به نقده رفته بود، گزارشي كه از حوادث تاسف‌انگيز تهيه كرده بود قرائت كرد.

در‌اين جلسه نمايندگان اهالي آذري نقده نيز شركت داشتند و ضمن بررسي علل حوادث نقده بر برادري خلق كرد و ترك تاكيد داشتند. دبير جمعيت كردهاي مقيم مركز طي سخناني گفت: هدف از‌ايجاد‌اين توطئه‌ها و به جان هم انداختن برادران كرد و ترك‌اين است كه آنها را از مساله اصلي يعني خودمختاري مردم كرد و آذري باز دارند.

در پايان‌اين جلسه قطعنامه‌اي قرائت شد كه مورد تاييد حاضران قرار گرفت.

در‌اين قطعنامه جمعيت كردهاي مقيم مركز و نمايندگان آذري‌هاي مقيم نقده خواستار‌ايجاد گارد محلي صالح، خروج پاسداران اعزامي ‌و ارتش از نقده،‌ايجاد شوراي موقت منتخب مردم كرد و ترك و مجازات مسببان حوادث نقده شدند. جمعيت از اقدامات گروه‌آيت‌الله طالقاني بي طرفي پاسداران اعزامي ‌از مركز ستايش كردند و خواهان بازگشت آوارگان نقده به خانه و كاشانه خود شدند. (كيهان8/2/1358)

پيام جمعيت كردهاي مقيم مركز به مناسبت روز معلم

جمعيت كردهاي مقيم مركز امروز پيامي‌به مناسبت روز معلم فرستاد:

در‌اين پيام آمده است:

18 سال پيش در 12 ارديبهشت ماه اعتصاب بزرگ كه معلمان تهران به خون كشيده شد و يكي از معلمان مبارز «دكتر ابوالحسن خانعلي» به شهادت رسيد معلمان مبارز در طول مبارزات ضد استبدادي و ضد امپرياليسيتي كشور كه همواره در صف اول مبارزه بوده، و در ‌اين راه شهدايي نظير دكتر علي شريعتي، صمد بهرنگي و مرضيه احمدي اسكويي داده است.

در طول مبارزات 50 ساله خلق كرد براي آزادي ملي و استقرار دموكراسي در ‌ايران دهها نفر از معلمان كرد در كنار ‌اينان جان خود را از دست داده‌اند.

جمعيت كردهاي مقيم مركز ضمن تبريك روز معلم و نثار درود به روان همه معلمان شهيد روز 12 ارديبهشت را كه مصادف با سال‌روز آغاز مبارزه مسلحانه در كردستان‌ايران است به همه معلمان ‌ايران تبريك مي‌گويد و اميدوار است كه معلمان همچون گذشته در سنگر مبارزه ضد امپرياليستي، دين خود را به ملت شريف‌ايران ادا كنند.(كيهان12/2/1358)

روزشمار انقلاب11 / 1 / 1358

صارم الدين صادق وزيري نماينده كردهاي مقيم مركز در اجتماع چند هزار نفري كردها در دانشگاه صنعتي سخنراني كرد و تأكيد نمود كه خودمختاري حق همه كردهاست. (هيــوا5/3/1358) 

  17 / 1 / 1358

 كردهاي مقيم تهران طي اجتماعي، اعضاي شوراي جمعيت كردهاي مقيم مركز را برگزيدند.  در اين اجتماع، همچنين نمايندگان 17 شهر كردنشين برگزيده شدند. (هيــوا5/3/1358)   

بيانيه جمعيت كردهاي مقيم مركز

جمعيت كردهاي مقيم مركز در بيانيه‌اي ضمن رد هرگونه اتهام تجزيه‌طلبي، راديو را متهم به‌ايجاد يك جنگ رواني بر عليه «خلق كرد» كرد و از دولت انقلاب خواست كه از زدن هرگونه اتهام و به ويژه اتهام تجزيه‌طلبي به خلق كرد در رسانه‏هاي دولتي جلوگيري به عمل آورد.(اطلاعات18/3/1358)

جمعيت كردهاي مركز به بازداشت دو تن از اعضايش اعتراض كرد.

جمعيت كردهاي مقيم مركز با انتشار بيانيه اي اعلام كرد كه دو تن از اعضاي اين جمعيت از سوي پاسداران در جاده كرج بازداشت شده‏اند. در بيانيه جمعيت كردهاي مقيم مركز گفته شده: «طيب عباس روح اللهي» و «عبدالله بابان» دو تن از مبارزان و فرزندان آزاديخواه كرد در حدود نه روز قبل به هنگام مراجعت از تهران به كردستان درجاده كرج از طرف عوامل مرتجع درون كميته‏ها بدون هيچ دليل مشخصي مورد اتهام قرار گرفته و بازداشت و زنداني شده‏اند و اكنون نيز در زندان قصر هستند.»

در اين بيانيه از طيب عباس روح اللهي و عبدالله بابان به عنوان «مبارزين سرسخت كردستان كه مورد اعتماد و احترام خلق كرد هستند» نام برده شده است.(آيندگان5/4/1358)

اعلاميه جمعيت كردهاي مقيم مركز:

از مرتجعين محلي و فئودالها در پيرانشهر حمايت نكنيد.

جمعيت كردهاي مقيم مركز در رابطه با حوادث اخير منطقه پيرانشهر، اعلاميه اي منتشر كرد و در آن به دولت هشدار داد كه به كميته‏ها و بعضي از نيروهاي انتظامي دستور داده شود كه از مرتجعين و فئودالها حمايت نكنند. در اين اعلاميه آمده است:

« بعد از حوادث خونين نقده و سنندج و درگيري هفته گذشته بين دهقانان و فئودالها،  يك بار ديگر از اوضاع منطقه پيرانشهر و نقده متشنج شده و راديو، تلويزيون و بعضي از مطبوعات، با پخش و درج مطالب دروغ از قول جيره خواران رژيم شاه،  عليه گروههاي مترقي، سعي در مشغول كردن افكار عمومي و تشديد خصومت و خشونت ميان مالكاني كه سر سپردگي آنها به رژيم گذشته محرز است،  مينمايد. پيش از آنكه جنگ ديگري در منطقه شعله ور شود، به همه مردم شرافتمند ايران و نيروهاي مردمي هشدار مي دهيم كه مسلح كردن فئودالها و اراذل و اوباش اجير شده،  زمينه برخورد شديدي در منطقه فراهم آورده است.  هنوز براي ما روشن نيست چگونه دولت انقلابي و ستاد ارتش ملي و اسلامي به خود اين اجازه را ميدهد كه اسلحه بدست فئودالها و كساني بدهد كه تا آخرين روزهاي پيروزي انقلاب ايران، جاويد شاه مي گفتند».

و در پايان اعلاميه،  اشاره شده است:

« آيا بجاي بازگرداندن آوارگان نقده مي خواهيد گروه ديگري از هموطنان بي گناه را آواره و سرگردان كنيد؟  اين است آنچه كه يك دولت انقلابي بايد انجام دهد؟ ما جمعيت كردهاي مقيم مركز از دولت انقلابي جناب مهندس بازرگان مي‌خواهيم با پاسخگوئي صريح و قاطع به اين سئوالها، اذهان خلق‏هاي قهرمان ايران را در مورد توطئه اي كه هم اكنون بدست مالكان و فئودالها در پيرانشهر در شرف تكوين است،روشن نمايند».(آيندگان13/4/1358)

آنچه بر دو مبارزي كه سالها زندان و شكنجه طاغوت را تحمل كرده‌اند، در زندانهاي پس از انقلاب گذشت.

خيلي شبيه « آن روزها » بود!

وقتي كه ما را از زندان قصر آزاد مي‌كردند،  يكي از مأموران،  پس از عذرخواهي بابت شكنجه‏هائي كه به وسيله بازجوهاي كميته شده بوديم گفت:« اينها به اسلام خيانت مي كنند و بايد شناسائي شوند» .

«عبدالله بابان» و «طيب عباسي روح الهي»،  دو تن از اعضاي «جمعيت كردهاي مقيم مركز» و «جمعيت دفاع از آزادي سنندج» كه 25 خردادماه،  به وسيله ي يكي از كميته‏ها بازداشت و مدت 15 روز شكنجه شدنشان را فاش كردند كه مختصري از آن در روزنامه‏ها منعكس شد.  اما تفصيل ماجرائي كه بر آنها گذشته نيز،  شنيدني است. 

طيب عباسي روح اللهي،  يكي از زندانيان سياسي رژيم پهلوي بوده كه در جريان انقلاب كه درهاي زندانها گشوده شد اين زنداني نيز همراه با ساير همرزمان خود آزاد شده است. وي كه بازجوئي‏ها و شكنجه‏هاي جلادان ساواك را سال‏ها تحمل كرده است مي گفت: «ملت ايران هفتاد هزار شهيد دادند تا «آزادي » بدست آوردند ولي اينك تفتيش عقايد به شكل تازه‌اي آغاز شده است». 

عبدالله بابان در باره نحوه دستگيريش گفت: « روز جمعه 25 خرداد با اتومبيل شخصي از كرمانشاه عازم تهران بوديم.  در جاده كرج نزديك پاسگاه پليس راه،  يك اتومبيل «ب.  ام.  و» يشمي رنگ ايست داد و ما را به پليس راه بردند.  در آنجا پس از بازرسي ماشين و كيف دستي من كه در آن تعدادي روزنامه فارسي،  كردي،  عربي و مقداري يادداشت‏هاي شخصي به زبان كردي،  در باره وابستگي بارزاني و عوامل قياده موقت به امپرياليزم آمريكا و موساد اسرائيل وجود داشت، افسر پليس راه،  يادداشت‏ها را دقيقا مطالعه كرد و هنگامي كه به نام «صدام حسين» رسيد،  بدون اينكه بفهمد مطلب درباره سازش صدام حسين با شاه خائن است،  اسلحه كمري خود را كشيد و گفت: « شما خائن هستيد و بايد زنداني شويدا! »

بابان افزود: «پس از توقف كوتاهي در كميته ايران ناسيونال،  چشمان ما را بستند،  دستنبد زدند و با تحقير و توهين به تهران آوردند.  در راه دستور دادند سرهايمان را پائين نگه داريم و اگر كوچكترين حركتي مي كرديم،  با مشت و لگد روبرو مي شديم. 

در تهران ما را به ساختماني بردند كه بسيار لوكس و مجلل بود.  البته ما بعدا فهميديم اين محل بايد همان كميته پشت سفارت آمريكا باشد كه محمد رضا سعادتي نيز در آنجا شكنجه شده است.  در اين محل مادو نفررا از هم جدا كردند و هر يك را چهار شبانه روز با زنجير به پايه رادياتور شوفاژ بستند.  مرتب ما را كتك مي زدند و درباره ي سازمان‏هاي چپي،  كه ما را متهم به وابستگي با آنها مي‌كردند،  حرف‏هاي توهين آميزي مي زدند». مي گفتند: «شما چپ‏ها براي ما از هر كس خطرناك تر هستيد و ما شما را به جائي مي فرستيم كه از ساواك بدتر باشد».

«طيب عباس روح اللهي» كه همراه «بابان» دستگير شده بود،  در ادامه‏ي حرفهاي وي گفت: تمام اسناد و مداركي كه دليل جرم ما شناخته شده متعلق به دوستم بود و من اعتراض كردم كه اسنادي كه به قول شما «خيانت» ما را ثابت مي‌كند،  متعلق به من نيست،  اتهام من چيست؟ من فقط يك مسافرم و بايد مرا آزاد كنيد،  اما يكي از مأموران به صورتم سيلي زد و گفت: «اين سهم تو كه فقط مسافري! »

طيب عباسي روح الهي شمه اي از نحوه ي بازجوئي‏ها را شرح داد و با توجه به اينكه چندين سال در زندان‏هاي آريامهري بازجوئي و شكنجه شده است،  معتقد بود كه روش بازجوها،  بازجوئيهاي ساواك را به خاطر مي آورد.  

روح اللهي گفت: « بازجوها صورت خود را با پارچه اي كه فقط چشمهايشان معلوم بود،  پوشانده بودند و نحوه ي بازجوئي با تحقير و توهين و شكنجه ي جسمي همراه بود در بيشتر مراحل بازجويي،  سرپرست آنجا نيز حضور داشت.  تعدادي از سئوال و جوابها به اين صورت بود:

ـ  چرا در رژيم طاغوت زنداني شديد؟ چه كتابهايي خوانده بوديد؟ محتويات پرونده شما چه بود ؟ با چه گروهي شما را گرفتند ؟ گروه مسلح بود يا نه ؟

ـ پرونده سياسي من موجود است،  مي توانيد ببينيد. 

ـ عضو جمعيت دفاع از آزادي سنندج هستم كه يك سازمان علني است. 

ـ جمعيت دفاع از آزادي سنندج،  شاخه ي علني سازمان شماست،  شاخه مخفي آنرا براي ما تشريح كنيد. 

ـ من از شاخه‏ي مخفي خبرندارم،  چون جمعيت چنين شاخه اي ندارد. 

ـ درباره اين زندانيان سياسي كه شماره تلفن شان در دفتر شماست،  توضيح دهيد.  هر كدام چه عقيده و گرايش داشتند،  آيا چپ بودند يا مذهبي؟

ـ اين سئوال تفتيش عقايد به طور واضح است و مغاير آزادي‏هائي است كه ما براي آن مبارزه كرديم و شكنجه شديم. 

ـ اساسنامه ي جمعيت دفاع از آزادي سنندج و نظرشما نسبت به عزالدين حسيني و احمد مفتي زاده چيست ؟

ـ تا جائيكه من استنباط كرده‌ام،  جمعيت،  عزالدين حسيني را به عنوان رهبر خلق كرد قبول دارد و خود من با توجه به موضع مترقي عزالدين حسيني،  او را بيشتر قبول دارم. 

ـ عزالدين حسيني كه ساواكي است. چطور جمعيت و شما او را قبول داريد؟

ـ اين شايعات مرتجعين است.  هرگز اينطور نبوده است. 

    روح اللهي ادامه داد: « در اين هنگام بازجو عصباني شد و شروع به كتك زدن من كرد و تهديد كرد كه اگر درست جواب ندهم،  طور ديگري رفتار مي‌كند.  سرپرست آنجا كه «حاج آقا ماشاءاله» صدايش مي‌كردند،  هر گاه كسي حرف نمي زد، كمربندش را باز مي كرد و مي گفت: «اگر حرف نزنيد شما را مي كشم و مي گويم ضد انقلاب بوديد.  من از مقام مسئولي اجازه گرفته ام كه شما را بكشم.  »

    روح اللهي سپس درباره ي بازجوئي روز دوم گفت: « روز دوم كه ما را براي بازجوئي بردند،  گفتند:« براي ما ثابت شده تمام پاسخهاي شما دروغ بوده،  يكبار ديگر به شما فرصت مي دهيم پاسخ درست بدهيد،  در غيراينصورت مسئوليت جان شما با خودتان است». 

    در اين بازجوئي،  «حاج آقا» گفت كه:«من شبكه ي ارتباطات مخفي شما را در تهران كشف كرده‌ام». 

    آنگاه برنامه ي كار هفتگي مرا كه مهندس مايكرويو هستم و نقشه‏هاي فني بود را جلويم گذاشت و گفت: «رمز اين شبكه‏ها را شرح بده ! »

«عبدالله بابان» در باره ي نوع اتهامش و توضيحي كه پيرامون علت دستگيريشان به آنها دادند گفت:

    « به ما حكم جلب هم نشان ندادند.  پاسداري كه به ما ايست داد،  كارتي نشان داد كه با دست روي اسم خودش را پوشانده بود.  در كميته به ما گفتند: «اسناد و مداركي كه همراه شماست،  نشان مي‌دهد ضد انقلاب و خائن هستيد،  زيرا حتي يك روزنامه اسلامي همراهتان نيست.  »

    سپس «عبدالله بابان» نشريات و روزنامه‏هائي را كه باعث شده بود به « استناد» آنهامدت 15 روز زنداني و شكنجه شوند،  بر روي ميز پخش كرد كه روزنامه‏هاي رسمي و علني كشور،  و كتابهائي كه در كتابفروشي‏ها به طور آزاد فروخته مي‌شود و چند روزنامه عربي و كردي بود كه در روز آزاد شدن،  دادستان كل همه ي « اسناد» را به جز يك نوار به آنها پس داده بود. 

    درباره ي انواع شكنجه‏هائي كه در اين مدت به آنها داده شده بود،  بابان گفت،  « شكنجه‏ها،  رواني و جسمي توام بود.  شكنجه ي رواني مثل تهديد به قتل،  فحش و ناسزا، بستن چشم،  وصل كردن به شوفاژ،  هم بند كردن ما با عمال ساواك و شكنجه‏هاي جسمي شامل مشت و لگد،  شلاق و كتك زدن به هر شكلي كه مي توانستند،  بود.  يكبار سر من شكست و تمام لباسها و دستهاي سرپرست آنجا خونين شد».

    روح الهي گفت: « پس از 4 روز شكنجه و بازجوئي در اين محل،  ما را چشم بسته به جائي بردند كه احتمالا زندان قصر يا لويزان بود.  رفتار مأموران در آنجا نسبتا انساني و بسيار بهتر از مأموران قبلي بود و امكانات رفاهي هم در محل وجود داشت.  اما آنچه زجرآور بود،  هم بند شدن با جلادان و ساواك بود  و زجرآورتر اينكه رفتار مأموران با آنها انساني تر بود.  مثلا به آنها روزنامه مي دادند،  ولي ما حق گرفتن روزنامه نداشتيم و كليه امكانات راحتي را در اختيار آنها مي گذاشتند. 

در اين زندان،  سه تن از رهبران اعتصاب نفت ـ جواد خاتمي،  بشير معيل و ناصر حياتي ـ با ما و شكنجه گران هم بند بودند.  آنها نيز شكنجه شده بودند.  ما 5 نفر به همراه سه زنداني صنعت نفت، به خاطر اعتراض به دستگيري و شكنجه و آزار،  دست به اعتصاب غذا زديم كه تا لحظه‏ي آزادي ادامه داشت،  اما مأموران كوچكترين توجهي به ما نكردند.  »

روح اللهي ادامه داد: « در اين زندان افراد ديگري نيز بودند كه تا جائيكه ما با آنها صحبت كرديم،  در محلي با همان مشخصات و همان سرپرست ـ كه مردي ميانه سال،  چاق و با ته ريش بود ـ شكنجه شده بودند ولي روزي كه ما را آزاد كردند،  مأموري در زندان قصر از ما عذرخواهي كرد و گفت از جريان شكنجه در آن كميته متاسف است و اينها كه به اسلام خيانت مي كنند،  بايد شناسايي شوند.  »

عبدالله بابان و روح اللهي در پايان،  با لبخندي معني دار،  گفتند: « البته ما قول داده بوديم،  وقتي آزاد شديم هيچ از ماجراهاي بازداشت به كسي نگوئيم،  اما مجبوريم براي جلوگيري از پيشامدهاي مشابه در آينده در پيشگاه تمام مراجع شوراي انقلاب و دولت و ملت، دادخواهي كنيم».(آيندگان15/4/1358)

صارم الدين صادق وزيري:

كردستان بيش از همه نقاط ايران تحت فشاراستبداد بود.

شهداي كردستان نمايشگر مبارزه طولاني خلق كرد عليه ديكتاتوري پهلوي بوده اند.

· آيا فكر نمي كنيد كه از بين بردن قدرتهاي محلي يا نوعي اشغال نظامي غير از كردستان، در ساير مناطق ايران نيز وجود داشته است.  البته ممكنست اين نوع فشار و اشغال نظامي با شدت كمتري در ساير مناطق اعمال شده باشد، بنابراين سياست رژيم پيشين نسبت به مناطق مختلف ايران و بويژه سرزمينهاي عشيره نشين يكسان بوده است، همه ما لشكركشي‏هاي را كه بنام برقراري امنيت به فارس شده در خاطر داريم. حتي اين آخريها و در زمان شعله ور شدن آتش جنگ فارس كه بنام «غائله فارس» مشهور شد، براي از بين بردن آدمي كه در خانه اش نشسته بود چه جنايتها كه نكردند.  «سپهبد مجيدي» فرمانده لشكر فارس چه نمايشي اجرا كرد و آنطور كه مردم مي گفتند همه اين رويدادها بسبب حرص و آز اين حضرات بود.  صرفاً براي اينكه پول بيشتري به جيب بزنند.

· ميتوان گفت نوع كار و ماهيت حكومت يكي بود و بديهي است كه خط كلي سياست رژيم پيشين نسبت به مردم سرزمين ما نيز يكي بود.  اما دقيقاً در كردستان اين سياست، شكل ديگري بخود گرفت.  ذكر چند مثال، تفاوت روش دولتهاي گذشته را نسبت به كردستان و ساير مناطق سرزمين ما نشان ميدهد.  در زمانيكه من محصل بودم در كلاسهاي ما تابلوئي نصب شده بود كه روي آن با حروف درشت نوشته شده بود:«فارسي حرف بزنيد» يعني در ساعات غير درسي هم ميخواستند ما فارسي حرف بزنيم.  همان زمان، چوب كوچكي بريده بودند و رويش نوشته بودند «فارسي حرف بزنيد» صبح مدير مدرسه مي آمد و اين چوب را بدست يك خبر چين ميداد و اين خبرچين بين بچه‏هاميگشت كه ببيند چه كسي كردي صحبت ميكرد، هر كس كردي صحبت مي كرد، چوب را در جيب او مي گذاشت. شخصي كه چوب را در جيب خود مي يافت مجبور بود بهر طريق شده چوب را رد كند،  يعني او هم برود و توي جيب يا دست ديگري بگذارد.  در پايان روز، چوب پيش هر كسي بود مفصلاً شلاق ميخورد.  اينكار نه تنها نوعي ترويج جاسوسي از همان ابتدا بود، بلكه يك عمل ضد مردمي نيز بحساب ميآمد و روحيه اي در ميان بچه‏ها بوجود ميآورد كه هر نوع خصيصه قومي را در آنها از بين مي برد.  از اين گذشته براي اينكه هر نوع فشار و اختناقي را در كردستان توجيه كنند، فوراً به هر حركت و جنبشي، عنوان غارتگري و راهزني ميدادند.  در دوره پهلوي اول، هزارها كرد در زندان قصر بودند، بعلاوه ايلات را تخته قاپو مي‌كردند.  مثلاً در سال 1315 در چله زمستان،  افراد ايل «گل باغي»را كوچ دادند به قسمتهاي مركزي و حدود كاشان، در حاليكه آن سال سردترين سالي بود كه من در عمرم بياد دارم و چقدر مردم از بين رفتند و در همان زمان، بجاي اينها از يزد و غيره زارع آوردند و گذاشتند.  بعضي از افراد كرد كه متواري شده بودند شبانه مي آمدند اين زارعين مهاجر را اذيت مي‌كردند و بالاخره اينها را فراري مي دادند.  بنابراين بايد توجه داشت ستمي كه در كردستان اعمال شده شكلش با ستم جاهاي ديگر فرق داشت و به اين شكل نبود.  ما با وجوداينكه در كردستان از نظر انساني و هوش متوسط افراد و از نظر طبيعي و داشتن رودخانه و نسبت جمعيت زياد در كيلومتر و ساير شرايط مساعد قابل توجه هستيم، غير از قسمتي از بلوچستان، نه همه بلوچستان،  از عقب افتاده ترين نقاط ايران هستيم.  هم از لحاظ اقتصادي و هم اجتماعي و هم از نظر فرهنگي، بنابراين در حقيقت، آثار تحميل ستم مضاعف، هم در زمينه فرهنگي و هم در زمينه اجتماعي كه بر ملت كرد روا شده، كاملاً چشم گير است.  اين شكل خاص ظلم برخواستهاي ملت كرد اثر گذاشته است. امروز روابط مستقيمي بين دمكراسي در ايران و خودمختاري در كردستان وجود دارد بنابراين اگر ما يك دموكراسي به معناي واقعي در سراسر ايران مستقر نكنيم، به هيچ وجه رسيدن به خودمختاري براي ما ميسر نخواهد بود، همچنين اگر نيروهائي باشند كه بگويند دمكراسي براي سراسر ايران بله  اما خودمختاري براي كردها  نه اينها كساني هستند كه نه معناي دمكراسي را مي دانند و نه معناي خودمختاري را.  بنظر من دمكراسي در منطقه اي مثل كردستان خواه ناخواه و الزاماً بايد در قالب خود مختاري پياده  بشود. اين اختصاصي است كه كار ما در كردستان دارد و نكته‌اي را هم كه بايد به استحضار شما برسانم اين است كه در شرايط فعلي، سازمانهاي سياسي مختلفي در كردستان فعال هستند اعم از حزب دمكرات كردستان ايران كه سابقه 33 ساله دارد و برمي گردد به مساله مهاباد و تشكيل حكومت قاضي محمد و سازمانهاي ديگري كه بعضي علني هستند و بعضي مخفي.  آن چه كه وجه مشترك خواسته‏هاي اين گروه‏هاست، همان مساله خود مختاري است يعني در اين زمينه اتفاق نظر دارند و هيچگونه اختلافي بين سازمانهاي فعال موجود در كردستان وجود ندارد.

· منظور شما از خود مختاري چيست و تا چه ميزان خودمختاري مورد نظر شما، از دولت مركزي جدا مي‌شود؟    

دقيقاًعرض مي‌كنم. آنچه مرادماازخودمختاري است اين است كه غيرازامورمربوط به سياست خارجي وغيرازامورمربوط به دفاع مملكت، دفاع ازمرزهاوتماميت ايران وغيره از برنامه ريزي عمومي سراسري مملكت، تمام مسائل مربوط به اداره اعم از سياست محلي، اعم از دادگستري، اعم از ادارات مختلف، اعم ازفرهنگ بايد مربوط باشد به حكومت خود مختار كردستان كه حكومت خودمختاركردستان، منشاءقدرتش را از شورا ويا مجلس عمومي محلي كردستان بايدبگيرد.

·   شماوقتي مسالهءاستقلال دادگستري را در كردستان مطرح مي كنيد مي خواهيد قوانين قضاوتي آنجا هم با جاهاي ديگرفرق داشته باشد.

درمساله خاص مربوط به دادگستري اين مساله برمي گرددبه يك مسائل تكنيكي خاص. اصول كلي قوانين كه همه جا يكي است مسائل تكنيكي خاص را  شرايط محلي، ممكن است ايجاد بكند كه مقررات خاصي در آنجا طرح شود.  هم از نظر رويه قضايي و هم از نظر آيين دادرسي و هم از نظر قوانين ماهوي كه در آنجا هست.  بدليل اينكه توجه داشته باشيم كه مثلاً اگر قانون مدني در ايران وجود داشته باشد، مبدأ منشأ قانون مدني، فقه شيعه بوده است.  در كردستان،  چون اكثريت سني هستند ميتوانند منشأ و منبع قانون مدني آنجا را فقه سني قرار دهند.  همچنين اصول مترقي حقوقي امروز كه با توجه به رشد اجتماع و با توجه به تناسب نيروها حتماً بايد مخلوطي باشد از اين قوانين كه بايد در آنجا تدوين شود.

موضوع ديگري كه بايد مخصوصاً به عرضتان برسانم اين است كه دولت بايد توجه به اين نكته داشته باشد كه تمام مردم كردستان، يك تنه، در اين جنبش ضد استعماري و ضد استبدادي شركت داشته‏اند و به نسبت خودشان، تلفات فوق العاده متحمل شده‌اند.  غير از سوابق مبارزاتي كه به هيچ وجه قطع نشده اگر مبارزات عناصر مذهبي طبق اظهار خودشان از سال 42 آغاز شد،  قبل از سال 42 مبارزه مسلحانه  در كردستان بوده است كه خيلي از افراد شريف آنجا كشته شده‌اند و از بين رفته اند مثلاً ملا آواره، شريف زاده، صحيفيانها و غيره افراد خيلي زيادي كه در اين راه كشته شده‌اند،  اينها همه مبارزاتي بوده است بر ضد رژيم استبدادي.

مبارزاتي بوده است عليه امپرياليزم.  و بنابراين نمي توانند و بنا براين مبارزات را ناديده بگيرند.  من در تمام اين جريانات و نيز جريانات اخير پادرمياني داشتهام.  بايد دقيقاً ياد آوري بكنم كه در نزديكترين روزهاي سرنگوني رژيم يعني در 6 بهمن، در سنندج كشتار عجيب و آتشسوزي و ويرانگري بسيار وحشتناكي در سطح تمام شهر بوسيله پاسبانهااي شهر انجام گرفت كه همه سازمان يافته بود.  اين مسائل را نمي توان ناديد گرفت. 

· الان صحبتي است از يك اختلاف نظر يا اختلاف سليقه  بين آقاي حسيني و آقاي مفتي زاده  كه به صفحات روزنامهها هم كشيده شده است  جنابعالي در اين مورد چه نظري داريد؟

 آقاي حسيني از طرف اكثريت قريب اتفاق كردها تأئيد مي‌شود همچنين سازمانهاي فعال در صحنه سياسي كردستان.  آقاي مفتي زاده فقط در شهر سنندج و اطراف احتمالاً ممكن است طرفداراني داشته باشد و ايشان هم در مذاكراتي كه با حضور من انجام گرفت، عنوان ميكردند كه قطعنامه هشت ماده اي كمتر از آن چيزي را كه من مطالبه ميكنم ميخواهد. اگر صداقتي در اين گفتار باشد كه اميدوارم باشد،طبعاً در اصل قضيه خودمختاري نبايد مخالفتي بين هيچكدام از اينها باشد.(آيندگان20/4/1358)

جلسه عمومي كردها اين هفته برگزار نمي‌شود.

    جلسه عمومي جمعيت كردهاي مقيم مركز كه هر هفته روزهاي پنج شنبه برگزار مي‌شود،  به درخواست گروهي از اعضا و مصادف شدن با تعطيلات آخر هفته،  امروز برگزار نمي‌شود و اين جلسه، پنجشنبه ي آينده ساعت 6 بعدازظهر در دانشگاه صنعتي برگزار خواهد شد.(آيندگان21/4/1358) 

جمعيت كردهاي مقيم مركز از دكتر يونسي خواست استعفا نكند.

    يكي از مسئولان جمعيت كردهاي مقيم مركز،  امروز پذيرفتن استعفاي دكتر يونسي استاندار كردستان را از جانب دولت رد كرد و گفت: « اشتعفاي دكتر يونسي، نتيجه ي فشار گروههاي مرتجعي است كه همواره در استان‏هاي مختلف ايران با استانداران اعزامي دولت مركزي مخالفت مي كنند و مي‌خواهند عوامل وابسته به خود را بر مسند قدرت بنشانند».

    اين سخنگو اعلام كرد: « ما با قبول استعفاي دكتر يونسي به شدت مخالف و معترضيم و اعتقاد داريم با توجه به تلگرافهايي كه در تائيد دكتر يونسي از شهرهاي مختلف به دفتر جمعيت رسيده،  او تنها كسي است كه مورد قبول و تائيد مردم كردستان است.  »

    همين سخنگو نتيجه گرفت: «كه اعزام هر استانداري جز دكتر يونسي با مخالفت شديد مردم كرد روبرو خواهد شد». (آيندگان21/4/1358)

اعلاميه كرد‏هاي مقيم مركز

 « جمعيت كردهاي مقيم مركز » در بيانيه اي،  موضع خود را در قبال تفسيرهاي سياسي راديو در رابطه با خلق كرد و رويدادهاي اين منطقه اعلام داشته و اتهام تجزيه طلبي خلق كرد را مردود دانسته است. 

نيز،  يادآور شده: « توطئه‏ها در كردستان،  توسط خلق كرد طراحي و زمينه سازي نمي‌شود.  ».  و افزوده است: « طراحان اين توطئه‏ها كساني هستند كه فئودالهاي وابسته به ارتجاع و استعمار را در كردستان مسلح كرده‌اند.  »

در آغاز بيانيه مي خوانيم: « اين روزها،  راديو ـ صداي جمهوري اسلامي ـ جنگ رواني را عليه خلق كرد در كردستان ايران آغاز كرده و مفسرين خود را بكار گرفته،  تا زمينه سازيهاي لازم را براي توطئه‏هاي جديد در كردستان بنمايد. 

در اين باصطلاح تفسيرهاي سياسي كه گويي از حلقوم مفسرين رستاخيزي يا فرماندهان آريامهري بيرون ميايد،  به خلق كرد كه از آغاز نهضت همگام، و هم سنگر انقلابيون راستين ايران بوده و در هزاران ميتينگ،  اعلاميه و قطعنامه اعلام كرده كه تجزيه طلب نيست، اتهام تجزيه طلبي وارد مي‌شود». 

پيامد اين مقدمه،  اشاره اي است به تفسيرهائي كه در ميانه ي اخبار ساعت 14 روز‏هاي 17 و 19 تيرماه،  پخش شده است. 

در پايان بيانيه،  عنوان شده: « از دولت موقت انقلاب اسلامي مي‌خواهيم تا از ايراد اتهام نسبت به خلق كرد در رسانه‏هاي دولتي و از تكرار تهمت نارواي تجزيه طلبي به خلق كرد كه خواسته‏هاي برحق آن فقط در خدمت آزادي،  استقلال و تماميت ايران و حفظ دستاوردهاي انقلاب است،جلوگيري به عمل آورد.»(آيندگان21/4/1358)

راهپيمائي به سوي مريوان

شب گذشته، سخنگوي جمعيت كردهاي مقيم مركز، در تماسي با آيندگان گفت: «بر اساس گزارشي كه از جمعيت دفاع از آزادي و انقلاب در كردستان دريافت داشتيم، ديروز دوبار بوسيله هلي كوپتر در پادگان مريوان، زره پوش پياده كرده‌اند،  پس از آن پاسداران مستقر در پادگان، ضمن تيراندازي در ساعت 11 صبح، قصد ورود به شهر را داشتند،  ولي محافظان شهر كه مدتها در برابر آنها خونسردي خود را نشان داده بودند،  در ساعت 5/1 به تيراندازي آنها جواب دادند كه بالاخره مجبور به عقب نشيني شدند. در فرودگاه سنندج نيز بوسيله دو هواپيما، تانك و پاسدار پياده كردند و مردم سنندج امروز نيز در تائيد راهپيمائي ديروز تظاهرات كردند و خانواده گروگان‏هائي كه بوسيله پاسداران مستقر در پادگان مريوان اسير شده‌اند،  ضمن تلگراف به تمام مراجع و اعلام خواست‏هاي خود مبني بر آزادي فوري گروگان‏ها از فردا ـ امروز ـ در دادگستري سنندج متحصن مي شوند،  همچنين سازمان‏هاي صنفي ـ سياسي سنندج ضمن تگراف‏هاي متعدد به مقامات اعلام داشتند در صورتيكه گروگان‏ها به فاصله 24 ساعت آزاد نشوند راهپيمايي دسته جمعي مردم از تمام شهرهاي كردستان به سوي مريوان آغاز خواهد شد و همه سازمان‏هاي سياسي سراسر كردستان، آمادگي خود را براي شركت در اين راهپيمائي سراسري اعلام داشتند».(آيندگان4/5/1358)

نوشته شده توسط بهزاد خوشحالی  | لینک ثابت |

شنبه ششم مرداد 1386 14:20

كردهاي مقيم مركز و انقلاب(2)

 

به علت ممانعت از ورود جمعيت به دانشگاه صنعتي شريف،

جلسة هفتگي جمعيت كردهاي مقيم مركز در خيابان تشكيل شد.

بعدازظهر پنج شنبه،  در جلسه‏ي هفتگي جمعيت كردهاي مقيم مركز،  صارم الدين صادق وزيري،  درباره ي مسائل كردستان براي كردهاي مقيم تهران سخنراني كرد. 

اين جلسه قرار بود در دانشگاه صنعتي شريف برگزار شود.  اما جمعيت با درهاي بسته ي دانشگاه روبرو شدند و گفتگوي مسئولان جمعيت كردها، با مأمورين كميته ي مستقر در دانشگاه در اين زمينه، به نتيجه اي نرسيد.  سرانجام جلسه در كنار خيابان برگزار شد و صادق وزيري براي جمعيت سخنراني كرد.  چند نفر كه قصد داشتند از تشكيل جلسه جلوگيري كنند،  به صارم الدين صادق وزيري گفتند كه بايد به فارسي صحبت كند و از سخنراني كردن بپرهيزد.  صادق‏وزيري اشاره كرد‌: « اين حق ماست كه در جمعيتي كه همه افراد آن كرد هستند،  به زبان مادري خود صحبت كنيم و اين مهم را پيش نويس قانون اساسي هم پذيرفته است».

دبير جمعيت كردهاي مقيم مركز به خبرنگار آيندگان گفت: « ما هفته ي قبل، از شوراي دانشگاه وقت گرفته بوديم.  ولي به علت برگزاري كنكور،  وقت ما را به هفته ي بعد موكول كردند.  امروز كه مراجعه كرديم درهاي دانشگاه بسته بود  و با وجود حسن نيت چند نفر از مأمورين كميته،  در مذاكرات،  تعدادي از مأمورين، مخالفت خود را با جلسه نشان دادند،  بهتر است بگوئيم موضع گيري كردند.  چون بهانه شان اين بود كه ما نمي توانيم مسئوليت اخلال و بهم خوردن نظم را قبول كنيم، در حالي كه ماههاست جلسات جمعيت كردهاي مقيم مركز در كمال نظم و آرامش برگزار شده است. 

صادق وزيري با اظهار تاسف از اينكه اجازه داده نشد، جلسه ي سخنراني در دانشگاه برگزار شود به سخنراني پرداخت و گفت: « توطئه اي در شرف تكوين است تا با حمله ي نظامي به كردستان پياده شود،  و اين موضوع را حداقل،  گفته‏هاي سرلشگر فربد و ابراهيم يونسي ـ استاندار مستعفي كردستان ـ كه گفته اند: با دخالت ارتش در امور داخلي مخالفند و اينك مستعفي شده‌اند،  مي تواند دريافت». 

وي افزود: « جاي تعجب است،  در حالي كه مردم كردستان در همه جا صلح خواهي خود را نشان داده اند،  دستگاه‏هاي دولتي با تبليغات مغرضانه عليه خلق كرد،  زمينه را براي درگيري‏هاي نظامي كه يقينا نه به سود دولت است نه به سود ملت فراهم مي كنند. »

و ادامه داد: « ما در برابر هر توطئه اي آماده ايم عكس العمل نشان دهيم، ولي هيچ گاه جنگ طلب نبوده ايم، اگر چه خلق كرد هيچ گاه از تانك و توپ نترسيده و نخواهد ترسيد! وي در پايان سخنان خود از همه ي نيروهاي آزاديخواه درخواست كرد در برابر توطئه ي به خون كشيدن كردستان ساكت ننشينند و دست به افشاگري بزنند».(آيندگان6/5/1358)

نشريه كردهاي مقيم مركز منتشر شد.

نشريه ارگان «جمعيت كرد‏هاي مقيم مركز» تحت عنوان «پرووسكه» در هشت صفحه منتشر شد. سر دبير اين نشريه هفتگي «صارم الدين صادق وزيري »برعهده دارد كه با نوشته‌اي تحت «چرا كردستان وسازمانهاي سياسي آن هدف حملات كينه توزانه است »در نخستين شماره به وقايع اخير كردستان اشاره كرده است اين نشريه به زبان فارسي و كردي منتشر شده است. مطالب و شماره نخست آن كلا به وقايع اخير كردستان مي‏پردازد.(اطلاعات7/5/1358)

اعتراض جمعيت كردهاي مقيم مركز به انتخابات:

بيشتر مردم كردستان نمايندگان خود را نه مي شناسند و نه اسمشان را شنيده‌اند.

جمعيت كردهاي مقيم مركز با صدور اطلاعيه‌اي، به نحوه ي انتخابات و نمايندگان انتخاب شده در كردستان بشدت اعتراض كرد. 

در اطلاعيه ي جمعيت كردهاي مقيم مركز ضمن اشاره به رويدادهاي كردستان آمده است: «در شرايطي كه مردم مريوان در كوي و دشت آواره بودند و هر روز مرتجعين و جنگ افروزان در نقطه اي آتش روشن مي‌كردند، انتخابات كذائي مجلس خبرگان كه جانشين نامشروع مجلس موسسان است، در كردستان برگزارشد. 

پس از راي گيري، نام دو نفر به عنوان نمايندگان استان كردستان اعلام شد كه اكثريت قريب به اتفاق مردم كردستان، تاكنون نه تنها آنها را نمي شناسند بلكه نام آنها را هم نشنيده‌اند». 

در اين اطلاعيه، همچنين به قطع برنامه‏هاي راديو تلويزيون كردستان به عنوان توطئه اي از پيش طرح شده اشاره شد.  ضمن محكوم كردن توطئه و تقلب انتخابات و اينكه نماينده ي يك شهر 50 هزار نفري، نمي تواند به نام يك ميليون نفر جمعيت كردستان سخن بگويد،  سئوال شده است: «آيا نماينده اي كه هيچ يك از افراد خلق كرد او را نمي شناسد،  برگزيده ي مردم است؟ آيا همچنانكه امام خميني در نطق بهشت زهرا در مورد نمايندگان مجلس منحله ي شوراي ملي گفت: «اگر دست اين آقايان را بگيريم و به شهرها و روستاهاي كردستان ببريم،  آيا كسي آنها را مي شناسد؟ آيا اساسا اين دو نفر انتخاب شده كرد هستند»؟ (آيندگان16/5/1358)

اعتراض مردم چند استان به نحوه انتخابات وزير كشور: اعتراض افراد و گروهها به انتخابات بررسي مي شود.                                  

جمعيت كردهاي مقيم مركز با صدور يك بيانيه ضمن اشاره به اين نكته كه تنها يك شهر 50 هزار نفري كردستان نميتواند بنام يك ميليون نفر از جمعيت اين استان در مجلس خبرگان حضور يابد، يادآور شده است كه:« اعضاي انجمن نظارت و مجريان انتخابات در اين شهرها كه بوسيله اعوان و انصار منتخبين تعيين شده بودند، به ميل خود آراي صندوق‏ها را كم و زياد ميكردند».(كيهان16/5/1358)

گزارش

خبرگزاري فرانسه از تهران گزارش داد:

«منابع مطلع كردهاي مقيم مركز اعلام كردند تماس‏هائي براي آماده ساختن راه براي انجام گفتگوهاي مستقيم ميان دولت و مقام‏هاي كرد براي عادي كردن اوضاع در مناطق كردنشين ايران انجام گرفته است.  همين منابع افزودند: اگر اين تماس‏ها به نتيجه برسد، احتمالا گفتگوها ي رسمي بزودي آغاز خواهد شد». 

در تماس كيهان با مقامهاي مسئول دولتي،از اين جريان اظهار بي اطلاعي شد.(كيهان3/6/1358) 

نامه جمعيت كردهاي مقيم مركز به وزير دادگستري:

جمعيت كردهاي مقيم مركز به هيچ گروه و حزب خاصي وابسته نيست.

جمعيت كردهاي مقيم مركز در نامه‌اي به وزير دادگستري كه رونوشت آن  براي دادستاني كل انقلاب حجت الاسلام قدوسي و كميته مركزي انقلاب اسلامي آيت‌الله مهدوي كني ارسال شده اعلام كرده بود كه اين جمعيت به هيچ گروه و حزب خاصي وابسته نيست.

متن نامه جمعيت مذكور به شرح زير است:

احتراماً ‌جمعيت كردهاي مقيم مركز كه به عنوان يك جمعيت ملي و آزاديخواه در خلال روزهاي قبل از پيروزي انقلاب اعلام موجوديت كرد، تاكنون دوبار بوسيله پاسداران مسلح مورد هجوم قرار گرفته و هر بار تني چند از دوستان و همشهريان ما را كه در دفتر جمعيت بوده‌اند دستگير و به علت نبودن هيچ دليلي بر مجرميت بعد از چند روز آنها را آزاد كرده‌اند. با توجه به اينكه جمعيت كردهاي مقيم مركز به هيچ حزب و سازمان و گروه خاصي وابسته نيست و فعاليت غيرقانوني ندارد، دليل اين يورش‌هاي مسلحانه تاكنون بر ما روشن نشده است اينك با ارسال يك نسخه از اساسنامه جمعيت تقاضا مي‌كنيم دستور فرماييد ديگر بار مزاحم اين جمعيت نشوند و از اين رهگذر بي‌دليل در ميان كردهاي مقيم مركز نفاق بدبيني و نارضايتي كاسته نشود. با توجه به اينكه جمعيت بيشتر امدادي و رفاهي مي‌باشد و رهبري انقلاب در اعلاميه يازده ماده‌اي روز عيد فطر دستور داده‌اند هيچكس مزاحم برادران كرد نشود، چنانچه يكبار ديگر افراد مسلح به اين جمعيت حمله كنند ما مجبور به دادخواهي مي‌شويم و فعاليت خود را از كانال‌هاي ديگر ادامه مي‌دهيم.                                                    با احترام ـ جمعيت كردهاي مقيم مركز 17/6/1358(اطلاعات 21/6/1358)

طرح پيشنهادي هيات نمايندگي خلق كرد براي خودمختاري كردستان

هيات نمايندگي خلق كرد طرح پيشنهادي خود را براي خودمختاري منطقه اعلام كرد. اين طرح از سوي جمعيت كردهاي مقيم مركز در اختيار كيهان گذاشته شده است. بيش از اين در كيهان طرح هيات ويژه دولت براي خودگرداني اين منطقه را به چاپ رسانده بود. آنچه در زير مي‌آيد طرح پيشنهادي هيات نمايندگي خلق كرد است و كيهان براي اطلاع خوانندگان گرامي‌خود متن آن را به چاپ مي‌رساند.

ماده 1ـ كردستان ايران سرزميني در محدوده جغرافيايي كشور ايران است كه از نظر تاريخي مسكن اقوام كرده بود اكنون نيز اكثريت ساكنان آنرا ملت كرد تشكيل مي‌دهد. اين سرزمين شامل كليه مناطق كرد نشين استانهاي ايلام ـ كرمانشاه ـ كردستان و آذربايجان غربي مي‌باشند.

ماده 2ـ كردستان ايران جزيي از كشور جمهوري اسلامي ‌ايران است كه پيوندهاي عميق تاريخي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي پيوستگي ملت كرد، ساكن در آن را با ساير ملتهاي ساكن در آن را با ساير ملتهاي ساكن ايران استوار ساخته است.

ماده3ـ حاكميت ملت كرد بر سرزمين كردستان ايران به شكل خودمختاري در چار چوب وحدت سياسي، اقتصادي و تماميت ارضي كشور ايران اعمال مي‌گردد.

ماده4ـ دولت مركزي جمهوري اسلامي ‌ايران براي تامين وحدت سياسي و تماميت ارضي كشور اقتدارات مربوط به مسايل زير را در سرزمين خودمختاري كردستان اعمال مي‌نمايد:

الف: امور مربوط به دفاع از سرحدات استقلال و تماميت ارضي ايران در قبال تجاوز بيگانگان كه توسط نيروهاي سه‌گانه زميني، هوايي و دريايي ارتش صورت مي‌گيرد، توسط ارگانهاي حكومت مركزي اداره و تصدي مي‌گردد.

ب: امور مربوط به سياست و روابط خارجي مستقر در سرزمين كردستان ايران در صلاحيت دولت مركزي است.

ج: بازرگاني خارجي و گمرگات و سياستهاي عمومي ‌مربوط به اين امور توسط ارگانهاي دولت مركزي اداره و تصدي مي‌گردد.

د: برنامه‌ريزي درازمدت اقتصادي كه به سرمايه‌گذاري‌هاي كلان نياز دارد، و تنظيم سيستم و اداره پولي و ارضي كشور در صلاحيت ارگانهاي دولت مركزي مي‌باشد.

تبصره 1:در زمينه امور دفاعي، اين اصل كه پادگانها و تاسيسات نظامي‌بايد در مرزها و دور از شهرها باشد همواره بايد رعايت گردد به طوري كه تحت مقتضيات نظامي ‌و غيره هيچ‌گونه اقدام و عملي كه منتج به مداخله نظاميان در امور داخلي سرزمين خودمختار كردستان ايران گردد، صورت نگيرد.

تبصره 2:سربازان وظيفه ساكن سرزمين خودمختار كردستان ايران بايد در پايگاه‌هاي نظامي ‌و سربازخانه‌هاي مستقر در كردستان به خدمت گمارده شوند.

تبصره 3:در ادارات محلي مربوط به بازرگاني خارجي و گمركات و برنامه‌ريزي درازمدت اقتصادي و اداره سيستم پولي كشور در سرزمين خودمختار كردستان بايد از كارمندان محلي استفاده شود.

ماده5ـ بجز مواردي كه در ماده (4) تصريح گرديد. اعمال حاكميت در كليه امور و شئون سرزمين خودمختار كردستان ايران بدون هيچ‌گونه استناد در صلاحيت ارگانهاي خودمختاري مي‌باشد.

ماده6ـ مجلس ملي كردستان ايران عالي‌ترين ارگان حاكميت ملت كرد در سرزمين خودمختاري كردستان ايران مي‌باشد اين مجلس از طريق انتخابات آزاد، مستقيم، مخفي و همگاني كليه سكنه كردستان ايران هر دو سال يك‌بار انتخاب و تشكيل مي‌گردد.

تبصره 1 :هر پنجاه نفر از ساكنان سرزمين ايران يك نفر نماينده براي مجلس ملي كردستان انتخاب خواهند كرد.

ماده 7ـ مجلس ملي كردستان كليه مقررات مربوط به نظام‌نامه داخلي خود و همچنين انتخابات شوراهاي شهر و روستا را تدوين و تصويب خواهد كرد.

ماده 8ـ مجلس ملي كردستان با توجه به قوانين عمومي ‌كشور كليه قوانين و مقررات جاري در سازمانهاي خودمختاري كردستان را تصويب خواهد كرد.

ماده9ـ مجلس ملي كردستان حكومت خودمختار كردستان را براي اداره كليه امور سياسي، اقتصادي، اداري، فرهنگي و انتظامي ‌سرزمين خودمختار كردستان بر خواهد گرديد.

ماده10ـ حكومت خودمختار كردستان در قبال مجلس ملي كردستان مسووليت مشترك خواهد داشت و هر يك از اعضاي حكومت خودمختار نيز منفرداً در مقابل مجلس ملي كردستان مسوول خواهند بود.

تبصره 1:اعضاي حكومت خودمختار كردستان از نظرسلسه مراتب و تشريفات اداري كشور در عرض معاونين وزارتخانه‌هاي حكومت مركزي خواهند بود.

ماده 11ـ مجلس ملي كردستان حق و وظيفه دارد كه شرايط فعاليت آزاد و دموكراتيك حيات اجتماعي را در زمينه آزادي احزاب و اجتماعات و مطبوعات و بيان قلم و عقيده و مذهب و انجمن‌هاي دموكراتيك و حق اعتصاب در تمام سرزمين كردستان فراهم كند و بر رعايت موازين آن از جانب قوه مجريه نظارت دقيق نمايد.

ماده 12ـ بودجه كردستان خودمختار بوسيله حكومت خودمختار كردستان تنظيم و به مجلس ملي كردستان پيشنهاد و پس از تصويب به مورد اجرا گذاشته مي‌شود.

ماده 13ـ منابع تامين اعتبار بودجه كردستان خودمختار عبارتند از:

الف: مالياتها، عوارض و ساير درآمدهاي محلي.

ب: سهمي ‌از بودجه عمومي ‌كشور كه از طرف حكومت مركزي در اختيار حكومت خودمختار كردستان قرار داده مي‌شود.

ماده14ـ برنامه‌ريزي برابر شد و تكامل اقتصادي در سرزمين كردستان در جهت جبران عقب‌افتادگي ناشي از ستم ملي يعني ايجاد صنايع ملي، توسعه كشاورزي و دامپروري، پيشرفت امور رفاهي و عمراني و خدمات عمومي‌به نحوي كه زندگي توده‌هاي زخمت‌كش خلق كرد تغييربنيادي پيدا كند باستثناي آنچه در بند 6 ماده (4) ذكر شده از وظايف حكومت خودمختاري كردستان مي‌باشد.

تبصره ماده 14ـ پس از كسر بودجه مربوط به امور دولت مركزي از درآمدهاي عمومي، بودجه توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به نسبت ميزان جمعيت در ميان مناطق مختلف كشور توزيع مي‌شود. معيار توزيع اين بودجه چنان خواهد بود كه به منظور جبران عقب‌ماندگي اقتصادي ناشي از ستم ملي ساكنان اين مناطق و از جمله كردستان خودمختار بايد متناسب با درجه عقب‌ماندگي آنان از درآمد متوسط سرانه كشور باشد.

ماده 15ـ زبان كردي در كليه ادارات سرزمين خودمختار كردستان اعم از ادارات ارگانهاي خودمختار يا ساير ادارات زبان رسمي ‌است با تاكيد بر اين نكته كه زبان فارسي كماكان زبان رسمي ‌سراسر ايران از جمله كردستان مي‌باشد.

ماده 16ـ در سرزمين خودمختار كردستان ايران آموزش در كليه سطوح اعم از ابتدايي و متوسطه و عالي به زبان كردي خواهد بود ولي تدريس زبان نيز پس از پايان سال چهارم ابتدايي در كليه مدارس سرزمين كردستان ايران اجباري خواهد بود.

تبصره: اقليت‌هاي ملي در سرزمين خودمختار كردستان ايران حق دارند فرهنگ و سنن ملي خود را حفظ و ترويج كنند و در مدارس خود زبان مادري خود را تدريس نمايند.

ماده 17ـ ايجاد مؤسسات و مراكز آموزشي و فرهنگي و برنامه‌ريزي مربوط به فعاليت اين موسسات و مراكز در سرزمين خودمختار كردستان ايران اداره مي‌شود.

تبصره 1ـ مراكز راديو و تلويزيون موجود در سرزمين خودمختار كردستان تحت نظارت حكومت خودمختار كردستان ايران مي‌باشد.

18ـ حفظ امنيت داخلي و امور انتظامي ‌سرزمين خودمختار كردستان ايران در شهر و روستا توسط نيروهاي پيشمرگه كه به استخدام رسمي ‌حكومت خودمختار كردستان ايران در خواهند آمد تأمين خواهد شد.

ماده 19ـ مسوولين انتظامي ‌شهر و روستا در سرزمين خودمختار كردستان ايران منصوب مي‌شوند و در برابر آن مسووليت خواهند داشت.

ماده 20 ـ هرساله تعدادي دانشجو از طرف سرزمين خودمختار كردستان ايران در مدارس نظامي ‌براي تأمين نيازمنديهاي نيروهاي دفاعي سرزمين خودمختار كردستان به تحصيل خواهند پرداخت. سازمانهاي مربوط در حكومت مركزي ايران مكلفند كليه موجبات آموزشي و تربيت اين دانشجويان را فراهم سازند و نيازمنديهاي تسليحاتي نيروهاي انتظامي ‌داخل كردستان را بطور معقول و متناسب تأمين نمايد.

ماده 21ـ قوه قضاييه در سرزمين خودمختار كردستان ايران منفك از ساير قوا بوسيله دادگاه‌هاي مستقل اعمال مي‌گردد.

ماده 22ـ محاكم سرزمين خودمختار كردستان ايران در مسايل عرفي بر طبق قوانين عرفي سراسري كشور و قوانين مصوب مجلس ملي كردستان خودمختار در حدود صلاحيت‌هاي خويش وضع كرده‌اند و مبتني بر اصول متبع حقوقي و منطبق با اعلاميه جهاني بشر و ميثاق جهاني حقوق مدني باشد و در مسايل مربوط به احوال شخصيه بر طبق قواعد مذهبي متداعيون تدافع خواهد كرد.

ماده 23ـ يك شعبه ديوان عالي كشور در سرزمين خودمختار كردستان ايران مستقر خواهد گردد و فرجام‌خواهي از آراء محاكم سرزمين خودمختار كردستان ايران در اين شعبه مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت.

تبصره: دادرسي در دادگاههاي سرزمين خودمختار كردستان ايران به زبانهاي كردي و فارسي انجام خواهد گرفت.

ماده24: براي تقويت ايجاد خلقهاي ايران صرفنظر از اينكه ساكنان سرزمين كردستان مانند ساير نقاط ايران نمايندگان خود را به متناسب با جمعيت كردستان در ارگانهاي حكومت مركزي (هيات وزيران و وزارتخانه‌ها) مشاركت خواهند داشت.

ماده 25ـ به موجب تضمين مباني خودمختاري و حفظ حقوق تمام خلقهاي ايران در مركز كشور تشكيل خواهد شد و هر يك از خلقهاي ايران 3 نماينده به شوراي خلقهاي ايران خواهند فرستاد.

تبصره: سه نفر نمايندگان سرزمين خودمختار كردستان ايران توسط مجلس ملي كردستان انتخاب خواهد شد.

ماده26ـ كليه قوانين مصوب مجلس شوراي ملي ايران كه مربوط به روابط و حقوق خلقهاي ايران مي‌باشند بايد در شوراي عالي خلقهاي ايران مطرح شود و به تصويب برسد.(كيهان10/10/1358)

صارم الدين صادق وزيري سخنگوي كردهاي جمعيت مركز: خلق كرد مذاكره را تنها راه حل رفع بحران كردستان مي‏داند.

 تمام سازمان‏هاي مسوول بايد در مورد بحران كردستان عكس العمل نشان مي‏دهند.

«صارم‌الدين صادق‌وزيري» سخنگوي جمعيت كردهاي مقيم مركز روز پنج‌شنبه در دانشگاه صنعتي شريف در مورد مذاكرات هيات حسن نيت با رهبران مذهبي و سياسي كردستان طي يك سخنراني اظهار داشت: اين مطالب مي‏بايست مدتي پيش عنوان ميشد كه بدليل بروز پاره اي مسايل در كردستان و قطع ارتباط ما، صحبت در مورد اين مسايل مدتي به تاخير افتاد. صادق‌وزيري در اين سخنراني ضمن برشمردن حوادثي كه در اين مدت در كردستان روي داده به تشريح خواست‏ها و مسايل خلق كرد پرداخت و گفت: سرانجام معلوم شد كه افراد و بدخواهاني حقيقت را جز آنچه هست عنوان كرده‏اند و بالاخره آتش‌بس برقرار و مذاكره آغاز شد. خلق كرد همواره و در تمام مراحل اعتقاد قطعي و قلبي خودش را به مذاكره و به اين‌كه راه حل دوستانه و مذاكره براي فيصله دادن به مساله كردستان تنها راه حل است، اعلام كرد؛ در اين زمينه و در اين ميان هرچه گفته شد توام با صداقت بود يعني حرف خلق كرد صداقت محض بود و امروز هم وضع بر همان شيوه است خلق كرد باز در همان موضع است يعني توام با حفظ هوشياري، همواره آماده مذاكره است و از صميم دل مي‏خواهد كه امر خودمختاري به سامان برسد، اما مذاكره دو طرف دارد آنچه كه مربوط به طرف خلق كرد است اين است كه اين مذاكره بايد سازمان داده شود، مذاكره بايد بر شيوه اصولي توام با نزديكي هر چه بيشتر با خلق توام با بهره گرفتن هر چه بيشتر از نيروي خلق بايد سازمان داده شود. نكته‌اي كه من در بيست روز اقامتم در مهاباد بر اثر برخوردها و ملاقات‌ها به آن برخوردم و همه جا تكرار كرده‏ام اين است كه خلق كرد پيشاپيش تمام سازمان‏هاي سياسي گام بر مي‌دارد يعني خلق كرد همه سازمان‌ها را بدنبال خود مي‏كشد اين يك موقعيت استثنايي است موقعيتي توام با هشدار، چه براي سازمان‌هاي سياسي كردستان و چه براي ساير سازمان‌ها. خلق كرد دقيقاً نسبت به حقوق خودش نسبت به تكاليفي كه در قبال جنبش دارد، نسبت به وظايف تاريخي كه در اين مرحله از جنبش دارد، آگاه است. عاقل است و با شعور و در هر مرحله در هر زمينه قضاوت مي‏كند و گام بر مي‌دارد لذا توده‏هاي خلق كرد در سازمان‏هاي سياسي متشكل شده‏اند و آنهايي كه در سازمان‌هاي سياسي رسماً عضو نيستند. براي امر خودمختاري به همان اندازه ساعي و كوشا هستند و در اين زمينه دقيقاً از شيخ عزالدين حسيني پيروي مي‏كنند. بنابراين هيات نمايندگي كه براي مذاكره تشكيل شده است از اينجا ريشه ريشه مي‏گيرد كه اولاً امر مذاكره را توده‏هاي خلق كرد در دست گرفته‏اند. ثانياً تمام سازمان‏هاي سياسي كردستان در اين هيات نمايندگي مشاركت دارند. اين خود ويژگي خاصي است كه هيات ويژه‌اي از آن برخوردار است. صادق‌وزيري در قسمتي ديگر از سخنان خود پس از تشريح وحدت كلمه درباره اين موضوع كه دموكراسي چگونه متجلي مي‏شود گفت: «وقتي گفته مي‏شود كه هيات نمايندگي مركب از تمامي نيروها باشد به اين دليل است كه اين نيروها در كردستان وجود دارند و در زمينه سياسي كردستان فعاليت دارند و فعال هستند و بايد آنها را در امر مذاكره مشاركت داد و به حسابشان آورد به دليل آنكه هر كدام از آنها بخشي از توده‏ها را بدنبال خود دارند. صادق‌وزيري سپس با اشاره به تركيب هيات ويژه افزود: مذاكرات مقدمات و شرايطي مي‏خواهد. در طول اين مدت اعضاي هيات حسن نيت 4يا 5 بار دسته جمعي و يا بطور انفرادي به كردستان رفته‏اند اما فقط يك‌بار جلسه مذاكره به معني واقعي تشكيل شد و آن‌هم فقط يك معارفه بود. در اين جلسه رييس هيات نمايندگي خلق كرد نطق افتتاحيه داشت و اعضاي هيات نمايندگي خلق كرد را معرفي كرد و رييس هيات حسن نيت نيز جواب داد و اعضاي هيات را معرفي كرد و سپس جلسه تعطيل شد و مذاكره صورت نگرفت و بنام تنفس جلسه تعطيل شد اما در واقع علت تشكيل نشدن جلسات بعدي و تعطيل مذاكرات به اين دليل بود كه گويا يكي از اعضاي هيات دولتي به تركيب هيات نمايندگي خلق كرد ايراد گرفت. اين مطلبي بود كه دقيقاًَ از طرف سخنگوي هيات نمايندگي خلق كرد به آن پاسخ داده شد به اين معني كه هر هيات مذاكره كننده خودش تركيب اعضاي خود را تعيين مي‏كند. صادق‌وزيري در جاي ديگر از سخنان خود گفت: در اينجا بايد به يك نكته توجه داشت و آن اين مساله است كه وظيفه فرد فرد ما وهمه خواهران و برادران كرد است كه معني خودمختاري را آنطوري كه فهميده‏ايم و آنطور كه مردم كردستان و حتي بچه‏هاي ده، دوازده ساله به آن اعتقاد دارند براي همه بازگو كنيم براي همه توضيح دهيم و نشان دهيم آنچه كه ما مي‏خواهيم يعني خودمختاري غير از خودگرداني است غير از برخوردي است كه هيات نمايندگي دولت با آن كرده است اين برخورد يك نوع برخورداري است هيات حسن نيت و ما دقيقاً مي‌خواهيم با امر خودمختاري با امر خلق كرد به طور مسوولانه و حاكميت ملي ايران هستيم ما وحدت انقلابي خلق‌هاي ايران را مانند مردمك چشممان حراست مي‌كنيم نبايد به هيچ وجه محيطي فراهم كرد كه به اين وحدت خلاء وارد شود آنچه كه مربوط به خلق كرد است بر هيات نمايندگي مربوط مي‏شود صداقت محض است در طول اين مدت كوشش شده است علي‌رغم اين كه مدت آتش‌بس به پايان رسيده هيچ‌گونه برخوردي صورت نگيرد يعني مادامي كه حمله نشده است هيچ سازمان سياسي و هيچ فرد مسلحي در سراسر كردستان اقدام به حمله مسلحانه كنند. اين را نشان دادند و من شاهد بودم كه تمام سازمان‌ها دقيقاً نسبت به اين مساله هشيار بودند و مراقب بنابراين آنچه كه هست مربوط به طرف ديگر مذاكره است طرف ديگر مذاكره بايد احساس مسووليت بكنند امر خودمحتاري مربوط است به سرنوشت ايران، استقلال ايران و تماميت ارضي ايران و مربوط به مبارزه قاطع با امپرياليسم. ما چگونه مي‌توانيم بي‌تفاوت باشيم وقتي كه مي‌بينيم كه ژاندارمري «قروه» را كه تا بوده و بوده جزو ژاندارمري كردستان بوده از تقسيمات منطقه‌اي كردستان جدا مي‌كنند و آن را جزء همدان بكنند؟ اعضاي هيات نمايندگي دولت هر كدام به تلويزيون آمده‏اند صحبت كرده‏اند نقطه نظرهاي خود را گفته‏اند حسن نيت و برادري و برابري ملازمه با اين دارد كه طرف ديگر هم بتواند حرف‌هايش را بزند. مخاطب ما همه مردم ايران است امر خودمختاري به همه مردم مربوط است چرا نبايد مردم ايران نظرات هيات نمايندگي خلق كرد را از راديو و تلويزيون بشنوند و بدانند كه آنها چه مي‏گويند اگر قرار است كه مساله برادرانه طرح و حل بشود راه حل اين است كه برخورد دوستانه، برادرانه و برابر باشد اين‌ها مسايل مهم امروز ماست و ما بايد در مورد آن بحث كنيم. برادران و خواهران بايد دقيقاً به اين نكات توجه بكنند هيات نمايندگي خلق كرد نه تنها نقطه‌نظرهاي خود را در مورد طرح خودگرداني پياده كرده بلكه خود اعتقاد به مذاكره دارد و مي‌خواهد از طريق مذاكره اين بحران را به نتيجه برساند. طرح متقابل داده است ما از تك تك برادران و خواهران مي‌خواهيم كه باز هم دقيقاً اين طرح را بخوانند و تاييد خود را بر اين طرح به طرق مختلف نشان بدهند اما درباره تاييد هيات نمايندگي خلق كرد ما در حقيقت دو رفراندوم كرديم، دو عمل سياسي مشخص بعد از انتشار طرح مشترك خودمختاري و بعد از تشكيل هيات داشتيم آذرماه در تمام شهرهاي كردستان تظاهرات عظيم و بي‌نظير در تاييد هيات نمايندگي و در تاييد طرح مشترك برگزار شد به  فاصله چند روز ما مواجه شديم با رفراندوم و اين‌كه چه رويه‌اي در پيش بگيريم پس از آنكه تلگراف شد كه رفراندوم به تاخير بيفتد و پس از آنكه پاسخي دريافت نكرديم بايستي موضع‌گيري مي‏شد و دقيقاً موضع مي‌بايست اين باشد كه اعلام كنيم در رفراندوم شركت نخواهيم كرد نگفتيم تحريم مي‏كنيم گفته شد شركت نمي‏كنيم توجه كنيد فرق است بين تحريم رفراندوم و شركت نكردن. تحريم نكردن يعني چه، يعني هر كس دلش مي‏خواهد برود شركت كند براي اينكه صداقتشان را در اين مساله نشان بدهند نامه نوشتند به فرمانداري مهاباد و جاهاي ديگر و گفتند رفراندوم آزاد است و همه مي توانند راي بدهند و ما نه تنها صيانت مي‌كنيم، صندوقها را بلكه نظارت هم مي‏كنيم. اين نشان مي‌دهد كه خلق كرد متفقاً هيات نمايندگي خلق كرد را تاييد مي‏كند بعد از اين دو حالت مشخص سياسي و اين دو پيشنهاد قاطعانه، هيات ويژه دولت مي‏بايستي اگر هم قبل از آن با كسان ديگري مذاكره مي‏كرد بعد از آن فقط از كانال هيات نمايندگي خلق كرد مذاكره مي‏كردند اما متاسفانه بعد از آن مي‌بينم آقايان مي‌آيند و مي‌روند و با افراد ديگري به مذاكره مي‌نشينند آنچه كه طرف مذاكره نيست هيات نمايندگي خلق كرد است اما شما لابد مي‏دانيد در همين دو سه روز گذشته تظاهرات 80 هزار نفري تشكيل شد و يكي از مواد قطعنامه تظاهرات اين بود كه دولت فقط بايد با هيات نمايندگي خلق كرد به مذاكره بنشيند اين به صلاح انقلاب است كه مذاكره با طرف مشخص و مقبول عام بكند مذاكره پراكنده مذاكره با اين و آن به مصلحت انقلاب نيست. نه امپرياليسم خوابيده است و نه كساني كه نيت خوبي در مورد تماميت ارضي ندارند بيكار نشسته‏اند خطر اين‏ها را ما مي‌دانيم دقيقاً براي مواجهه صحيح با اين خطرات ما بايد متحد باشيم اتحاد صحيح و سياسي ما بايد تكوين پيدا كند تحكيم بشود براي آنكه بتوانيم دستجات غير مسوول را سر جايشان بنشانيم، اما سياستي كه منتهي به تضعيف سازمان‌هاي مسوول نشود، براي آن‌كه سازمان‏هاي غير مسوول تحريكاتشان به نتيجه برسد اين به نفع انقلاب ايران نيست و به همين دليل من همه احزاب و سازمان‏هاي سياسي غير مسوول را در ايران مخاطب قرار مي‌دهم و به عنوان سازمان‌هاي مسوول در ايران مسووليتشان را به آنها يادآوري مي‏كنم و مي‏گويم كه درباره امر مذكور كردستان بايد از خود عكس‌العمل نشان بدهند زيرا مسوول هستند در برابر آنچه در كردستان ايران اتفاق خواهد افتاد. در بحبوحه جنگ، جبهه ملي يك ابتكار سياسي به خرج داد و آن اين بود كه هيات حسن نيت به كردستان بفرستد مركب از نماينده‏هاي خودشان و عناصر صلاحيتدار. من مي‏گويم هنوز هم اين‌گونه ابتكارات وجود دارد و مطمئن هستم هر گونه بي تفاوتي نسبت به مذاكره كردستان امري است كه بر سازمان‌هاي سياسي بخشيده نخواهد شد. به تمام مطبوعات و آنهايي كه خود را مسوول و متعهد در امر انقلاب مي‌دانند خطاب مي‏كنيم كه نسبت به اين مساله بايد هوشياري و مراقبت داشته باشند اولين شرط هوشياري اين است كه بيانيه‏هاي سازمان مذاكره كننده خلق كرد را آن‌طوريكه بايد، منتشر كنند براي اينكه ملت ايران باخبر شود از آنچه مي‏گذرد نبايد وقت بگذرد و اينها كارشان را انجام ندهند ديگر دست روي دست گذاشتن فايده‏اي ندارد. اينها مسايلي است كه مي‏بايست در مورد مذاكرات به اطلاع مردم برسانم و از طريق مطبوعات به اطلاع ملت ايران و همه سازمانهاي سياسي ايران بايد در اين مورد از خود هوشياري و احساس مسووليت نشان بدهند و ما همه آنها را به توجه به اين مساله فرا مي‏خوانيم تا هر طور كه مي توانند در به سامان رساندن مذاكرات دخالت كنند.(بامداد12/10/1358)

صارم‌الدين صادق وزيري: همه سازمان هاي سياسي در برابر مساله كردستان مسوولند.

صارم الدين صادق وزيري دبير «جمعيت حقوق دانان» و سخنگوي جمعيت كردهاي مقيم مركز و مشاور هيات نمايندگي خلق كرددر تهران كه از نزديك در جريان مذاكرات كردستان قرار داشته، طي يك سخنراني در جلسه عمومي جمعيت كردهاي مقيم مركز كه در دانشگاه صنعتي شريف برگزار شد، درباره جمعيت، مذاكرات كردستان و موضع طرفين مذاكره در ارتباط با انتشار طرح خودگرداني از سوي هيات ويژه و طرح جديد خودمختاري كردستان از سوي هيأت نمايندگي خلق كرد، بياناتي ايراد كرد. وي در قسمتي از سخنانش، ضمن تاكيد بر اينكه «هيات نمايندگي خلق كرد» متفقاً مورد تائيد خلق كرد است، مذاكرات پراكنده را بي نتيجه خواند و گفت: « اين به صلاح انقلاب است كه مذاكره با طرف مشخص و مقبول عام بكنند. مذاكره پراكنده، مذاكره با اين و آن، به مصلحت انقلاب نيست. ما ميدانيم همه نوع تحريكات خارجي هست ، من نفي نمي‏كنم كه مسلماً هست، نه امپرياليسم خوابيده است و نه كساني كه نيت خوبي در مورد تماميت ارضي ندارند، بيكار نشسته‏اند. خطر اينها را ما مي‏دانيم، دقيقاً براي مواجه صحيح با اين خطرات، ما بايد متحد باشيم. اتحاد صحيح و سياسي ما بايد تكوين پيدا كند، تحكيم بشود، براي آنكه بتوانيم دستجات غير مسوول را سرجايشان بنشانيم، اما سياستي كه منتهي به تضعيف سازمان‏هاي مسوول در كردستان بشود، طبيعتاً زمينه را بوخود مي‏آورد براي بوخود آوردن سازمان‏هاي غير مسوول تحريكاتشان به نتيجه برسد. اين به نفع انقلاب ايران نيست و به همين دليل، من همه احزاب و سازمانهاي سياسي را در ايران، اعم از حزب جمهوري اسلامي، جاما، جنبش ملي مجاهدين، مسلمانان مبارز و غيره و غيره مانند جبهه ملي و سايرين را به عنوان سازمانهاي مسوول در ايران مخاطب قرار مي‏دهم و مسووليتشان را يادآوري مي‏كنم و ميگويم كه درباره اين امر (مذاكره كردستان) بايد از خودشان عكس العمل نشان بدهند، زيرا در برابر آنچه در كردستان ايران اتفاق خواهد افتاد، مسوول هستند. دربحبوحه جنگ، جبهه ملي، يك ابتكار سياسي به خرج داد و آن اين بود كه هيات حسن نيت مركب از نمايندگان خودشان و عناصر صلاحيتدار به كردستان، بفرستد. من مي‏گويم هنوز هم زمينه اينگونه ابتكارات وخود دارد و مطمئن هستم، هرگونه بي تفاوتي نسبت به مذاكرات كردستان، امري است كه برسازمانهاي سياسي بخشوده نخواهد شد. بتمام مطبوعات و آنهايي كه خود را مسوول و متعهد در امر انقلاب مي‏دانند، خطاب ميكنم كه نسبت به اين مساله، بايد هوشياري و مراقبت داشته باشند. اولين شرط هوشياري اين است كه بيانيه‏هاي سازمان مذاكره كننده، خلق كرد را آنطوري كه بايد، منتشر كنند، براي آنكه ملت ايران از آنچه مي‏گذرد باخبر شود. اگر وقت بگذرد و اينها كارشان را انجام ندهند، ديگر دست روي دست گذاردن فايده اي ندارد. اينها مسايلي است كه من مي‏بايست درموردمذاكرات از طريق مطبوعات به اطلاع ملت ايران و همه سازمانهاي سياسي ايران برسانم، همه سازمانهاي سياسي ايران بايد در اين مورد از خود هوشياري و احساس مسووليت نشان بدهند و ما همه آنها را با توجه به اين مساله فرا ميخوانيم تا هر طور كه ميتوانند در به سامان رساندن مذاكرات، دخالت كنند».

شيوه مذاكرات

«صارم الدين صادق وزيري»‌در بخش ديگر سخنان خود گفت: «خلق كرد، همواره و در تمام مراحل، اعتقاد قطعي و قلبي خود را به مذاكره و به اينكه راه حل دوستانه و مذاكره براي فيصله دادن به مساله، تنها راه حل است، اعلام كرد. در اين زمينه و در اين بيان، هرچه گفته شد، توام با صداقت محض بود و امروز هم وضع بر همان شيوه است و خلق كرد، باز در همان موضع است يعني توام با حفظ هوشياري، همواره آماده به مذاكره است و از صميم دل، ميخواهد كه به سامان برسد. اما مذاكره، دو طرف دارد. آنچه كه مربوط به طرف خلق كرد است اين است كه اين مذاكره بايد سازمان داده شود. مذاكره بايد به شيوه اصلي توام با نزديكي هر چه بيشتر با خلق و بهره گرفتن هر چه بيشتر از نيروي خلق سازمان داده شود. در اين زمينه، من مطلبي را از زبان يك پيشمرگ دهقان كه در مصاحبه اي بيان كرده بودم، ناگزيرم تكرار كنم، بيان اين پيشمرگه دهقان، متضمن حكمي است كه در آن، بسي نكته‏ها نهفته است. همه جا گفته شده است و در بسياري از تواريخ آمده است كه خلق كرد، هيچگاه در ميدان جنگ، شكست نخورده است، اگر شكستي بوده است در مذاكرات و در پشت ميزهاي مذاكره بوده است. اين پيشمرگ دهقان، اينطور توجيه مي‏كنند كه امر جنگ را ما زحمتشكان به عهده داريم، اما امر مذاكره را سياستمداران و سياست بازان. به همين دليل، بوده است كه آنجاييكه جنگ بوده نيروي توده‏ها و نيروي زحمتكشان پيروز شده اما مذاكره، چنين تجربه تاريخي، به خلق كرد آموخته است كه مذاكره را نيز توده‏ها در دست بگيرند و امر مذاكره را به نحو صحيح سازمان بدهند. نكته ديگري كه من در بيست روز اقامتم در مهاباد در اثر برخوردهاي متعدد و ملاقات‏ها يافتم و همه جا هم تكرار كرده ام، اين است كه خلق كرد، پيشاپيش همه سازمانهاي سياسي گام برميدارد، يعني خلق كرد، همه سازمان‏هاي سياسي را به دنبال خود مي‏كشد. اين يك موقعيت استثنائي است، موقعيتي توأم با هشدار چه براي سازمان‏هاي سياسي كردستان و چه براي ساير سازمانها، خلق كرد دقيقاً‌نسبت به حقوق خويش، نسبت به تكاليفش در قبال جنبش و نيز نسبت به وظايفش در اين مرحله حساس، آگاه و شاعر است و با شعور در هر عرصه و در هر زمينه، قضاوت مي‏كند و گام بر مي‏دارد. لذا توده‏هاي خلق كرد در سازمان‏هاي سياسي متشكل شده‏اند و آنهايي كه در سازمانهاي سياسي، رسماً‌عضو نيستند، براي امر خودمختاري، به همان اندازه ساعي و كوشا ميباشند و در اين زمينه، از شيخ‌عزالدين حسيني پيروي مي‌كنند. بنابراين هيات نمايندگي خلق كرد كه براي مذاكره تشكيل شده است از اينجا ريشه مي‏گيرد كه اولاً‌امر مذاكره را توده‏هاي خلق كرد در دست گرفته‏انه. ثانياً‌تمام سازمانهاي سياسي كردستان، در اين هيات نمايندگي  مشاركت دارند. اين، خود، ويژگي جنبش كردستان است و از اهميت ويژه اي بخصوص در رابطه با انقلاب سراسري ايران. چرا اين سئوال مطرح است؟ جواب داريم، براي اينكه جنبش انقلاب كردستان، بخش مهم و پيشرو از جنبش انقلابي سراسر ايران ميشود، بنابراين هركسي كه در سراسر ايران، قلبش براي استقلال و حاكميت مي تپد و هر كس كه واقعاً‌به امر استقلال و به مبارزه اصيل با امپرياليسم اعتقاد دارد، بايد اين عامل مثبت را در جنبش انقلابي كردستان و در جنبش واقعي انقلابي سراسري ايران، آنطور كه هست به طور مثبت، ارزيابي كند و به آن ارج بگذارد».

مفهوم خودمختاري

«صارم الدين صادق وزيري» در بخش ديگري از سخنان خود افزود: «وظيفه فرد  فرد ما و همه خواهران و برادران كرد است كه معني خودمختاري را آنطوريكه فهميده ايم، آنطور كه مردم كردستان و حتي بچه‏هاي ده، دوازده ساله به آن اعتقاد دارند، براي همه بازگو كنيم، توضيح دهيم و نشان دهيم آنچه كه ما ميخواهيم يعني خودمختاري، غير از خودگرداني است، غير از برخوردي است كه هيات نمايندگي دولت با آن كرده است. اين برخورد، يك نوع برخورد اداري است، يعني سيستم ادارات ايران، اختيارات ادارات بايد چطوري باشد. اين همانطوري كه خود آنها عنوان كرده‏اند ارتباطي با كردستان ندارد و دقيقاً مساله خاص مردم را از تاريخ مبارزات خلق كرد از تمام آنچه كه در اين يكسال گذشته است، از تمامي وقايع خونين چند ماه گذشته، گسسته‏اند. يعني خودگرداني، يك امر اداري است،‌ناشي مي‏شود از تلقي نادرست هيات نمايندگي دولت از مفهوم خودمختاري. خودمختاري مفهوم شناخته شده علمي دارد. اين مفهوم شناخته شده علمي و مشخص در كردستان دقيقاً و عميقاً‌از طرف همه مردم به خوبي تا اعماق وخودشان رسوخ كرده است، مي‏شناسد و ميدانند ابعادش چيست، اين را با خودگرداني مقابله نمي‏كنند. نكته جالبي بود در يك مصاحبه تلويزيوني كه با سخنگوي هيات نمايندگي در مهاباد كردند، او بيان كرد كه از يك بچه ده، دوازده ساله پرسيده ام چه ميخواهي؟ گفت خودمختاري، بعد از همين بچه پرسيدم خودگرداني چيست؟ بلافاصله جواب داد: سرگرداني است. بنابراين مي بينيم كه مجموعاً برخوردي كه هيأت نمايندگي دولت در طول اين مدت، با مساله خودمختاري كرده نشانه اين است كه تلقي درست و عملي و مشخص از خودمختاري ندارندو لذا در كارهايشان ودر برخوردهايشان هم آثار اين برخورد ناصحيح را مي‏بينيم. وقتي كه در جلسه مذاكره با تركيب هيات نمايندگي، ايراد ميگيرند، اين خودش دقيقاً نشانه اين است كه اين نيامده براي اينكه راجع به امر خودمختاري مذاكره كند، براي اينكه اگر كسي براي مذاكره در اين مورد آمده باشد، نمي گويد هيات نمايندگي شما بايد از اين و آن تشكيل شود». صارم الدين صادق وزيري همچنين گفت: « مردم كردستان، همه جز اقليت معدودي كه همديگر را مي‏شناسيم، وطن پرستهاي پرافتخاري هستند. حق دارند در اموري كه مربوط به ملت ايران و سرنوشت استقلال مملكت است شركت كنند. در مذاكره هم شركت مي‏كنند، بنابراين كساني كه چنين تلقي از مذاكره دارند، چنين تلقي از خودمختاري دارند، اينها نمي توانند امر مذاكره را آنطوريكه به صلاح ملت ايران پيش برود، سامان بدهند. ما اين را مي‏گوئيم دقيقاً، برخوردهاي تنها اين نيست. رييس هيات به كرمانشاه مي‏رود، در آنجا سخنراني مي‏كند و مي‏گويد من اطمينان مي‏دهم كه كرمانشاه، كرمانشاه خواهد ماند.سال گذشته وقتي كه شما آمديد اسم تاريخي كرمانشاه را عوض كرديد و قهرمانشهر كرديد ما روزنامه به اسم كرمانشاه درارديم و اين اسم را پاس داشتيم. ما جانبدار سنت‏هاي اصيل كرد و جانبدار سنت‏هاي اصيل ايراني هستيم. اين جور برخورد با مسايل توام با كارهاي ديگري كه ميشود، نادرست است و كمكي به حل مساله نمي‏كند و در پيشبرد مذاكرات هم بي تاثير است».

برخورد مسوولانه

ما دقيقاً مي‏خواهيم با امر خودمختاري با امر خلق كرد به طور مسوولانه برخورد بشود. ما به استقلال و تماميت ايران از صميم دل علاقمند هستيم. ما سربازان واقعي استقلال و حاكميت ملي ايران هستيم. ما امر وحدت انقلابي خلقهاي ايران را مانند مردمك چشممان حراست مي‏كنيم. نبايد به هيچ وجه، محيطي فراهم كرد كه به اين وحدت، خلل وارد شود، آنچه كه مربوط به خلق كرد است به هيات نمايندگي مربوط مي‏شود، صداقت محض است. در طول اين مدت، كوشش شده است عليرغم اينكه مدت آتش بس، به پايان رسيده هيچگونه برخوردي صورت نگيرد.يعني مادامي كه حمله نشده است، هيچ سازمان و هيچ فرد مسلحي در سراسر كردستان، اقدام به تهاجم مسلحانه نكند. اين را نشان دادند و من شاهد بودم كه تمام سازمانها دقيقاً نسبت به اين مساله هوشيار و مراقب بودند، بنابراين آنچه كه هست مربوط به طرف ديگر مذاكره است. طرف ديگر مذاكره بايد احساس مسووليت كند. امر خودمختاري مربوط است به سرنوشت ايران، استقلال ايران و تماميت ارضي ايران و مربوط به مبارزه قاطع با امپرياليسم است».(اطلاعات12/10/1358)

مساله كردستان بايد از طريق مذاكره حل شود.

«جمعيت كردهاي مقيم مركز»با انتشار اطلاعيه اي در مورد امكان تجديد جنگ در كردستان، به همه سازمان‏هاي سياسي و افراد مسوول هشدار داده و خواسته است تنها از راه حل سياسي در زمينه رفع مشكلات موخود كردستان استفاده شود. در اطلاعيه آمده است: «خواهران و برادران عزيز شما بخوبي دريافته‏اند كساني كه جنگ برادر كشي را به كردستان تحميل كرده‏اند، هدفي جز اين نداشتند كه نيروهاي اصيل ضد امپرياليستي را تضعيف كنند و زمينه را براي تسلط مجدد امپرياليسم و استقرار مجدد سرمايه داري وابسته فراهم كنند. مقاومت قهرمانانه مردم كردستان و درايت و تدابير آيت‌الله العظمي خميني موجب گرديد كه شعله‏هاي جنگ شوم تحميلي فروكش كند و طريق مسالمت آميز، بعنوان راه درست و منطقي مساله ملي در كردستان انتخاب گردد».در ادامه اطلاعيه ضمن اعلام اين نكته كه حاصل آمد و شدهاي هيات ويژة دولت تاكنون «هياهوي بسيار براي هيچ» بوده است، هشدار داده شده كه شواهدي در دست است كه عواملي دست اندر كار تدارك حمله مجدد به كردستان و تجديد جنگ تحميلي هستند. در قسمت ديگر اعلاميه آمده است: «ما از همه سازمان‏هاي سياسي، عناصر و افراد خيرخواه در سراسر ايران مي‏خواهيم نسبت به حوادث كردستان بي تفاوت نباشند. نبايد دست روي دست گذاشت و منتظر تحمل عواقب شوم فاجعه اي بود كه در شرف وقوع است. بايد هوشيار و آگاه بود». در ادامه اعلاميه، ضمن اشاره به نقش مهم مطبوعات در روشنگري در مورد حوادث كردستان و درخواست از آنها براي برخورد مسوولانه با اين امر، از همه خواهران و برادران ايراني خواسته شده است: «در يك كلمه بخواهيد كه امر خلق كرد و همه خلقهاي ساكن ايران از طريق مذاكرات مسالمت آميز و برادرانه حل و فصل گردد. حمله مجدد به كردستان و تجديد جنگ، فقط بسود امپرياليسم است. نگذاريد خون برادران و خواهران ما در راه مقاصد شوم امپرياليست‏هاي جهانخوار بخاك بريزد».(اطلاعات23/10/1358)

اعلام جرم كردهاي مقيم مركز

جمعيت كردهاي مقيم مركز با ارسال دو نامه جداگانه بعنوان «آيت‌الله قدوسي»، دادستان كل انقلاب اسلامي ايران و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، به مطالب مندرج دراعلاميه روابط عمومي سپاه پاسداران جهرم، شديداً اعتراض كرد و ضمن اشاره به اينكه درج اين مطلب، عفت عمومي و حمله بيشرمانه به قوم كرد است، خواستار تعقيب قانوني و مجازات عاملين صدور اعلاميه شد.

 در اعلاميه جمعيت كردهاي مقيم مركز خطاب به فرمانده سپاه پاسداران آمده است:« محترماً به پيوست فتوكپي اعلاميه‌اي به امضاي روابط عمومي سپاه پاسداران جهرم ارسال ميگردد. اين اعلاميه صرفنظر از اينكه محتواي آن تماماً دروغ است، برداشت مطالب به شيوه ضد اسلامي و ضد انساني و بمنظور برانگيختن احساسات مردم ساده است و عليه مردم كردستان و آرمانهاي حق طلبانه آنان. ما اعتقاد داريم كه اين قبيل انتشارات نه تنها خدمتي به انقلاب و وحدت ملي نمي‌كند، بلكه دقيقاً هدف تفرقه و نفاق كني را دنبال مي‌كند.‌ما مي‌خواهيم عاملين اين اقدام مجازات شوند و نتيجه اقدامات فوق به اين جمعيت برسد». جمعيت كردهاي مقيم مركز همچنين به آيت‌الله قدوسي نوشته است: «حضرت آيت‌الله قدوسي، دادستان انقلاب اسلامي ايران، محترماً به پيوست فتوكپي اعلاميه روابط عمومي سپاه پاسداران جهرم ارسال مي‏گردد، اين اعلاميه حاوي مطالبي است كه از نظر قانوني و اسلامي، جرم عليه عفت عمومي و متضمن حمله‏هاي بيشرمانه به قوم كرد است و منظور نهايي آن، ايجاد تفرقه بين اقوام ايراني و ضديت با انقلاب است و تقاضاي تعقيب قانوني عاملين صدور اعلاميه را داريم».(اطلاعات9/11/1358)

جمعيت كردهاي مقيم مركز: تعويق انتخابات در سنندج تحميل جنگ مجدد در كردستان است.

جمعيت كردهاي مقيم مركز با انتشار اطلاعيه‌اي تصميم وزارت كشور مبني بر تعويق انتخابات در سنندج را نتيجه درخواست هيات ويژه خواند و از هيات نمايندگي خلق كرد خواست كه با مقامات مسوول مملكتي وارد مذاكره شود و اجازه ندهد كه گره كور ديگري در زمنيه مذاكرات مربوط به خودمختاري بوجود آيد و اقدام وزارت كشور را مقدمه تصميماتي خواند كه هدف درگيري و تحميل جنگ مجدد را به كردستان دنبال مي‌كند.

در بخشي از اطلاعيه جمعيت كردهاي مقيم مركز آمده است:

دلايلي كه آقاي صباغيان اعلام كرده‌اند به هيچوجه قابل قبول نيست و واقعيت اين است كه پس از تحصن پر شكوه و يكپارچه مردم سنندج و خروج پاسداران از آن شهر هيچگونه اتفاقي كه اطلاق ناامني بر آن شود، در آن‌جا روي نداده است. اين جمعيت در پايان اضافه كرد كه اقدام به تعويق انتخابات مقدمه يك سلسله تصميماتي است كه نهايتاً هدف درگيري و تحميل جنگ مجدد را به كردستان دنبال مي‌كند. (كيهان 23/12/1358)

اطلاعيه جمعيت كردهاي مقيم مركز

جمعيت كردهاي مقيم مركز با صدور اطلاعيه‌اي، جنگ و برادركشي را در كردستان محكوم كرد.

در اين اطلاعيه ضمن اشاره، به اظهارات نوروزي رييس‌جمهوري مبني بر اين‌كه: «بعد از نوروز امنيت را در سراسر كردستان برقرار خواهد كرد و حضور نيرو‌هاي مسلح را تحمل نخواهد نمود» آمده است: عوامل جنگ‌افروز تدارك يورش سرتاسري جديدي را به كردستان ديده‌اند كه شواهد آن اظهارات و سمپاشي‌هاي استاندار آذربايجان غربي بر عليه خلق كرد و اعزام ستون‌هاي نظامي به منطقه و درگيري شديد در دره قاسملو و به آتش كشيدن روستاهاي اطراف اشنويه و . . . است.

هم‌وطنان گرامي، اينك ما خواهان آنيم كه به نداي ما كه ثابت كرده‌ايم هدفي جز تحكيم استقلال  آزادي واقعي ايران نداريم گوش فرا دهند. اين خلق كرد نيست كه جنگ طلب است بلكه عوامل جنگ افروز درون رژيم فئودال‌هاي مرتجع و پس‌مانده‌هاي رژيم منفور پهلوي است كه جنگ ناخواسته ديگري را به خلق كرد تحميل كرده‌اند.

ما مصراً خواهان آنيم كه جلو خون‌ريزي و برادركشي را بگيرند، جمعيت كردهاي مقيم مركز هرگونه اعمال فشار و قتل و برادركشي در كردستان را محكوم مي‌كند و خواهان حل مسالمت‌آميز مساله كردستان مي‌باشد.(كيهان10/1/1359)

در جلسه عمومي كردهاي مقيم مركز گفته شد:

«خلق كرد آماده مقابله با هر قدرت خارجي است»

جلسه عمومي «جمعيت كردهاي مقيم مركز» بعد از ظهر روز پنجشنبه گذشته (28/1/59) با حضور عده كثيري در محل دانشگاه صنعتي شريف برگزار شد.

در اين جلسه، پس از بزرگداشت سالروز شهادت قاضي محمد، صدر قاضي و سيف قاضي و ديگر شهداي كردستان و يادآوري سالروز شهادت 9 تن از مبارزان و مجاهدين در تپه‏هاي اوين، يكي از نمايندگان كردهاي مقيم مركز در تحليلي در مورد اوضاع كردستان، سخناني ايراد كرد.

وي در قسمتي از سخنان خود گفت: «دولت با تسليح فئودالها و گسيل ارتش به نواحي مختلف كردستان، به جاي جنگ با دولت فاشيستي عراق و آمادگي مبارزه با امپرياليزم آمريكا، قصد تحميل جنگي ديگر به خلق كرد دارد. سخنراني‏ها پياپي فرماندهان ارتش و ژاندارمري براي افسران و سخنراني‏هاي رييس جمهور، فقط در جهت توجيه حمله‏اي ديگر به كردستان و فراهم كردن مقدمات دومين جنگ تحميلي به خلق كرد است.

كشتار مردم بيگناه در «قلاتان» اشنويه يادآور جناياتي است كه صهيونيست‏ها در «ديرياسين» و عوامل امپرياليزم آمريكا در «ميلا»ي ويتنام مرتكب شدند. محاصره اقتصادي روستاها و شهرهاي كردستان و قطع ورود مواد غذايي و دارويي و سوخت نيز از عمليات دولت در منطقه كرد نشين است».

ناطق در جاي ديگري از سخنان خود، ضمن انتقاد از حمايت دولت از حزب دمكرات كردستان عراق (قياده موقت) به نامه‏اي اشاره كرد كه روابط ادريس بارزاني با شيخ عثمان نقشبندي رييس «سپاه رزگاري» را نشان ميداد و ضمن نشان دادن آن به حضار گفت: «دولت ميگويد سپاه رزگاري مزدور عراق و حزب بعث است و ما هم قبلا آن را فاش كرده‏ايم، ولي چگونه به قياده موقت كه با اين عوامل، روابط مستحكم دارند و دست پرورده سيا و ساواك و موساد اسرائيل هستند كمك مي‏كند، چمران آنها را ميهمان ايران مينامد و پاسگاه مرزي را عليه عراق در اختيار آنان ميگذارد».

ناطق در بخش ديگر سخنراني خود گفت: «خلق كرد آماده هر نوع مقابله با تجاوز از جانب هر خارجي و مزدوران آن ميباشد ولي ارتش بجاي استقرار در نواحي مرزي ايران و عراق، به كردستان گسيل شده و قصد جنگ افروزي در كردستان را دارد».

وي آنگاه ضمن اشاره به فقر اقتصادي منطقه افزود: «در حاليكه ثروت مملكت را در اختيار انحصارطلبان قرار داده و همه جا خرج ميكنند، منطقه كردنشين را از نقشه ايران خارج كرده و جز تفنگداران و سركوبگران، چيز ديگري به كردستان نميدهند. آنها دم از عدم امنيت در كردستان مي‏زنند، در حاليكه هر روز بانكها، ادارات و ثروت ملي را در جاهاي ديگر غارت مي‏كنند. تاكنون، به شهادت روساي بانك‏ها و مسوولان ادارات، چنين عملي در كردستان اتفاق نيافتاده است».

ناطق در پايان سخنان خود، از سوي خلق كرد و جمعيت كردها ي مقيم مركز از خلق‏هاي اسرار ايران براي جلوگيري از آغاز جنگ ديگري در كردستان، استمداد كرد و خواهان جلوگيري از اين جنگ و برادركشي شد. (اطلاعات31/1/59)

عليه اين توطئه صداي اعتراض خود را بلند كنيد.

 يك سخنگوي جمعيت كردهاي مقيم مركز در رابطه با انتشار اطلاعيه‌اي حزب دمكرات كردستان در مورد توطئه آغاز كشتار ديگر در منطقه كردنشين گفت: از اول فروردين‌ماه اخبار متعددي در مورد آغاز جنگ برادركشي در كردستان به دفتر جمعيت رسيده است و ارتش نيز روز به روز در سراسر شهرها كردستان و نقاط كردنشين تقويت مي‌شوند. وي افزود: ما ضمن درخواست از امام خيمني براي جلوگيري از جنگ افروزي عوامل امپرياليسم در كردستان از همه‌ي خلق‌هاي ايران و نيروهاي ضد امپرياليستي درخواست مي‌كنيم كه بر عليه اين توطئه صداي اعتراض خود را بلند كنند. (كيهان16/1/1359)

نظر جمعيت كردهاي مقيم مركز

 يك سخنگو جمعيت كردهاي مقيم مركز در مورد درگيري‌هاي كامياران به خبرنگار كيهان گفت: بر اساس خبرهاي رسيده به جمعيت در اين درگيري‌ها 8 نفر كشته شده و تنها يك پيشمرگ زخمي شده است و هم‌چنين گفته مي‌شود كه پيشمرگان كرد عده‌اي را نيز دستگير كرده‌اند.

در رابطه با درگيري‌هاي كامياران، خبرگزاري پارس در سنندج گزارش داده: در جريان پيشروي پاسداران به طرف سنندج در نزديكي روستاي (باخله) در چهار كيلومتري كامياران به علت مقاومت افراد پيشمرگ دمكرات، فدايي دسته‌ي زحمت‌كشان و پيكار و كومله زد و خوردي روي داد.

بنا به اظهار سخنگوي از گروه‌هاي سياسي مستقر در سنندج كه اين خبر را اعلام كرده‌اند پاسداران و پيش‌مرگان مسلمان ابتدا توانسته بودند دكل تلويزيون روستاي توان‌كش را به تصرف خود درآورند. ولي دكل پس از مدتي به دست پيشمرگان كرد افتاد. بنا به اظهار نمايندگان گروه‌هاي سياسي مستقر در سنندج چند تانك كه مشغول پيش‌روي بودند با مقابله پيشمرگان مواجه شدند كه در اين درگيري يك تانك منهدم شده است.

سخنگوي كومله نيز گفت: در اين درگيري پيشمرگان مسلمان و پاسداران از توپ و تانك و مسلسل، كاليبر 50 استفاده كرده و در اواخر نظام توسط هلي‌كوپتر نيز حمايت شده‌اند. يك سخنگوي دفتر چريك‌هاي فدايي خلق در سنندج در ساعت 30/13 به خبرنگار خبرگزاري پارس در سنندج اظهار داشت كه پيش‌از ظهر ديروز در نزديكي لاين واقع در راه كامياران در سنندج يك لندرو توسط يك فروند هلي‌كوپتر به گلوله بسته شد و يك پيشمرگ كوله در اين تيراندازي زخمي شد. و افزود: هم اكنون (بيش از ظهر ديروز) عبور مرور در راه كرماشناه ـ كامياران ـ  سنندج انجام مي گيرد.(كيهان16/1/1359)

اطلاعيه

در زمنيه فعل و انفعالات تازه ارتش در منطقه غربي كشور جمعيت كردهاي مقيم مركز با انتشار اطلاعيه‌اي خاطر نشان كرد كه ارتش به كليه مناطق كردنشين گسيل شده و هلي‌كوپترهاي ارتش كه حامل نظاميان بوده، مورد اعتراض مردم بانه و سنندج قرار گرفته است. در اين اطلاعيه اضافه شده است: همه اين شرايط در حالي صورت مي‌گيرد كه سپاه رزگاري كه مستقيماً از رژيم فاشيستي بعثي حاكم بر عراق اسلحه مي‌گيرد. كلاشينكفهاي خود را در اختيار مردم اورامانات و ژاوارو قرار مي‌دهند اين دو منطقه به خصوص اورامانات و پاوه در كنترل پاسداران و افراد سازمان به اصطلاح پيشمرگان مسلمان كرد مي‌باشد و آن‌ها با وجود اين كمك‌ها كه از طرف بعثي‌ها به سپاه رستگاري مي‌شود، از توزيع اسلحه توسط اين سپاه بين مردم اورامانات و پاوه جلوگيري نمي‌كنند و در مورادي كه نيروهاي سياسي براي خلع سلاح سپاه رزگاري اقدام كرده‌اند، سپاه پاسداران و سازمان باصطلاح پيشمرگان مسلمان كرد از سپاه رزگاري دفاع كرده‌اند.

جمعيت كردهاي مقيم مركز هم‌چنين در اطلاعيه خود اشاره به اعتراضات قبلي گروه‌هاي سياسي به تقويت قياده موقت از سوي دولت كرد و خاطر نشان ساخت كه اخيراً نامه «ادريس بارزاني» رهبر قياده موقت (حزب دمكرات كردستان عراق) از سوي نيروهاي سياسي مخالف دولت بعثي عراق و قياده موقت منتشر شده كه در آن ادريس بارزاني از شيخ عثمان نقشبندي عامل فراري ساواك به عراق پشتيباني كرده است.(كيهان18/1/1359)

 تلفات درگيريهاي سنندج

شدت درگيريهاي سنندج كه از چند روز پيش آغاز شده است، در 24 ساعت گذشته نيز ادامه يافت و در ادامه اين برخوردها، تلفاتي به طرفين درگير، وارد آمد. شهر سنندج بوي خون و باروت گرفته و شهر از نظر مواد مصرفي سخت در مضيقه است.بر اساس اين گزارشها، سنندج در محاصره و كنترل ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران است. ديروز در رابطه با تشديد درگيريها در كردستان به ويژه سنندج، كردهاي مقيم مركز، در بيانيه اي براي مداواي زخمي‏ها، درخواست كمك كردند. در بيانيه جمعيت كردهاي مقيم مركز آمده است: از يك هفته پيش دو شهر سنندج و سقز، مورد حمله قرار گرفته است. در اين بيانيه ضمن اعتراض به جنگ در كردستان، از نيروهاي درگير خواسته شده است از كمك رساني پزشكي به مجروحين و كشته شدگان و زير اوار ماندگان بيدفاع شهرها و روستاها، ممانعتي نكنند و گروه امداد پدر طالقاني را همراهي كنند.(اطلاعات7/2/1359)

استمداد جمعيت كردهاي مقيم مركز

جمعيت كردهاي مركز نيز با انتشار اطلاعيه كوتاهي ضمن اعتراض به جنگ تحميلي و خانمان‌سوز كردستان از نيروهاي ارتش خواست از كمك‌رساني پزشكي به مجروحين و كشته‌شدگان و زير آوارماندگان بي‌دفاع شهرها و روستاها ممانعتي به عمل نياورد و بر خلاف سنت اسلامي امداد رساني پزشكي به كردستان را مورد حمله قرار ندهند و گروه امدادرساني شيروخورشيد سرخ ايران و كميته امداد پدر طالقاني را همراهي كنند.

اين جمعيت در اطلاعيه ديگري ضمن شرح جريان حادثه از گروههاي مترقي و سازمانهاي مختلف استمداد براي رسيدگي به وضع سنندج نموده است و خاطرنشان نموده است كه تاكنون 250 نفر كشته شده‌اند. (كيهان8/2/1359)

اعتراض

جمعيت كردهاي مقيم مركز طي اطلاعيه‌اي به جلوگيري از ارسال دارو و شير خشك براي سنندج توسط پاسداران اعتراض كردند و اعلام كردند كه حاملين داروها بازداشت شده‌اند كه تاكنون از سرنوشت آنها اطلاعي در دست نيست اين جمعيت خواستار اعلام دلايل جلوگيري از ارسال دارو و بازداشت حاملين‌آن ‌شدند.(كيهان23/2/1359)

اعلام آتش‌بس براي ابراز حسن نيت

سخنگوي جمعيت كردهاي مقيم مركز صبح در تماسي با كيهان اعلام كرد:سازمانهاي شركت كننده در هيات نمايندگي خلق كرد براي نشان دادن حسن‌نيت و آمادگي خود در حل مسالمت‌آميز مساله كردستان روز پنج‌شنبه گذشته اعلام آتش‌بس كردند. هيات همچنين اعلام كرد كه آتش‌بس در صورتي قابل اجرا است كه رييس‌جمهور به عنوان فرمانده كل قوا نيز به ارتش و پاسداران و ژاندارمري كل كشور آتش‌بس اعلام كرده و اين موضوع براي اطلاع همه دم از راديو و تلويزيون پخش شود.

حزب دمكرات كردستان ايران،سازمان چريكهاي فدايي خلق شاخه كردستان و كومله،هر سه اين بيانيه را امضا كردند و از رييس‌جمهور خواستند يك هيات مورد اعتماد طرفين تعيين شود تا بر آتش‌بس نظارت كنند(كيهان27/2/1359)

 

نوشته شده توسط بهزاد خوشحالی  | لینک ثابت |